شمارهٔ ۹۳۲
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و زیبایی اشاره دارد و بیانگر ناپایداری و غفلت انسانهاست. شاعر به معشوق میگوید که زیبایی او از گل هم لطیفتر است و تحریک میکند تا به خود نگاه کند. او درباره بیثمر بودن خاک پای معشوقه سخن میگوید و به ناتوانی در دستیابی به عشق اشاره میکند. شاعر به احساسات عاشقانه و توجه به عشق صادقانه دعوت کرده و میگوید که برای رسیدن به وصال، نور عشق میتواند راهنما باشد. در نهایت، تأکید میکند که آنچه برای او مهم است، پیوند با محبوب و دوری از غفلت است.
ای که از شاخ گل لطیف تریروی خود بین به گل چه می نگری
هوش مصنوعی: ای کسی که از شاخ گل هم لطیفتر هستی، به چه دلیل به گل خیره شدهای و خود را نمیبینی؟
خاک پایت شدن چه سود کندچون تو از سرکشی نمی گذری
هوش مصنوعی: به چه درد میخورد که انسان خاک پای تو شود، وقتی که تو به خودسری و سرکشیات ادامه میدهی؟
گر ز اغیار پوشمت چه عجبکه مرا چشم روشن دگری
هوش مصنوعی: اگر دیگران تو را از من دور کنند، چه شگفتی دارد که من هم به کسی دیگر چشم بدوزم.
یار با ما و ما به گرد جهانآه ازین غافلی و بی خبری
هوش مصنوعی: دوست با ماست و ما در دوری و سفر هستیم. افسوس که از این غفلت و بیخبری رنج میبریم.
ره به کوی وصال آسان استگر کند نور عشق راهبری
هوش مصنوعی: اگر نور عشق راهنمایی کند، رسیدن به مسیر وصال آسان میشود.
شیر گردون نشایدم سگ کویگر مرا از سگان خود شمری
هوش مصنوعی: اگر من به مقام و جایگاه بلندی برسم، نمیتوانم به افرادی که در جایگاه پایینتری هستند، توهین کنم. اگر تو به من از سگان خود نسبت بدهی، در واقع ارزش من را پایین آوردهای.
جامی از بندگان خاصه توستنیست زین عاشقان دربدری
هوش مصنوعی: این جام ویژه که از آن باده مینوشی، تنها متعلق به بندگان خاص توست و از میان این عاشقان سرگردان کسی شایسته نیست که به آن دست یابد.