شمارهٔ ۹۳۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شدت عشق و ارادت خود به معشوق را ابراز میکند. او به شوخی از کسی یاد میکند که نمیتواند به فریاد دیگران برسد و به ارتباط عمیق و قویاش با معشوقش اشاره دارد. شاعر تنها آرزویش را در وجود معشوقش میبیند و از احساس تنهایی و گمگشتگی خود در absence معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که عشق معشوق در دل او حاکم است و زندگیاش تحت تأثیر این عشق است. در نهایت، شاعر به نوعی آرزو میکند که معشوق به زندگیاش بازگردد و از بوالهوسیهای گذشته فاصله بگیرد.
الله الله چه شوخ دیده کسیکه به فریاد هیچ کس نرسی
هوش مصنوعی: خدای من، چه جالب است که کسی این طور بیخیال و شوخ است که به فریاد کسی نمیرسد.
من تو را خواهم از دو عالم و بسکز دو عالم همین مرا تو بسی
هوش مصنوعی: من تنها تو را میخواهم و هیچ چیز دیگری از این دو جهان برای من مهم نیست، چون که تو برای من از همه چیز ارزشمندتری.
از توام جز تو آرزویی نیستانت سولی و انت ملتمسی
هوش مصنوعی: فقط تو را میخواهم و هیچ آرزویی غیر از تو ندارم. تو تنها درخواست و خواسته من هستی.
چون نی از خویشتن تهی شده امبا تو دارم هوای هم نفسی
هوش مصنوعی: من به گونهای از خود بیخود شدهام که دلم میخواهد با تو همنفس و همصحبت باشم.
کرده عشق تو در ولایت دلروزها شحنگی و شب عسسی
هوش مصنوعی: عشق تو در قلبم باعث شده که روزها شاد و خوشحالم و شبها آرام و دلنشین میگذرد.
بلبلا ناله کن ز فرقت گلکه گرفتار مانده در قفسی
هوش مصنوعی: ای بلبل، از جدایی گل ناله کن که او در قفسی گرفتار مانده است.
جامی از عشق نیکوان بازآیعمر بگذشت چند بوالهوسی
هوش مصنوعی: به یاد عشق خوبان، جامی را پر کن، زیرا عمر به سرعت گذشت و بوالهوسی کافی بوده است.