شمارهٔ ۹۵۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنج عاشقان سخن میگوید و از پادشاه یا محبوبش میخواهد که به حالت نگرانکننده آنها ترحم کند. او به زیبایی و ناز محبوب اشاره میکند و میگوید که این عاشقان از لذتهای دنیوی بیخبرند. شاعر همچنین بر روی عشق و شوقی که در دل عاشقان وجود دارد تأکید میکند و میگوید که ناله و گریه آنها از شوق است و نمیخواهد محبوب را ناراحت کند. در انتها، شاعر از تلخی گریههای خود و عدم لبخند محبوب میگوید که به شدت بر او تأثیر گذاشته است.
دارند جان و دل به تو هر یک تظلمیای پادشاه حسن خدا را ترحمی
هوش مصنوعی: هر یک از ما با جان و دل، از تو درخواست کمکی داریم، ای پادشاه با زیبایی، خدا را به حال ما رحم کن.
عشاق را ز ناز و تنعم فراغت استنازی بکن که نیست ازین به تنعمی
هوش مصنوعی: عاشقان از ناز و راحتی بینیاز هستند. پس قدری ناز کن، زیرا این نوع خوشیها محدود به این زمان نیست.
آهسته ران سمند خدا را که در رهتصد سرفتاده بیش بود زیر هر سمی
هوش مصنوعی: با احتیاط و آرامی از اسب الهی خود بران، زیرا در مسیر تو بسیاری از شیطانها و مشکلات وجود دارد که زیر هر سم آن پنهان شدهاند.
گر می کنیم ناله ز شوق رخت مرنجکز شوق گل خوش است ز بلبل ترنمی
هوش مصنوعی: اگر از شوق تو نالهای میکنیم، ناراحت نباش؛ چرا که آواز بلبل به خاطر شوق گل است و این حس زیبا و خوشایند است.
جامی به جان رسید ز بس گریه های تلخهرگز ندید ازان لب شیرین تبسمی
هوش مصنوعی: به خاطر گریههای تلخ و دردناک، جامی به جان او رسیده و او دیگر هیچ لبخند شیرینی را ندیده است.