شمارهٔ ۹۷۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی چشم محبوبش اشاره میکند که گاهی نگاهی به گرفتاران میاندازد. او از تاثیر فروغ چهره محبوب بر یاد خود سخن میگوید و به یاد میآورد که زیبایی او در باغی از سروها فراتر از گیاهان معمولی است. شاعر تصریح میکند که جز روی محبوبش، دیگری را نمیبیند و اگر نگاهی غیر از او ببیند، آن را گناه میداند. او به محبوبش میگوید که از طریق اشکهایش خواستهاش را بیان میکند و با سردی قلبش، احساسات عمیق و سوز دلش را مینویسد. شاعر در پایان از درد و سوزی که در دل دارد، صحبت میکند و به عمق احساساتش اشاره میکند.
ز چشمت چشم آن دارم که گاهیکند سوی گرفتاران نگاهی
هوش مصنوعی: از نگاهی که گاهی به گرفتاران میاندازی، در چشمان تو زیبایی خاصی دارم.
فروغ روی تو از یاد من بردکه وقتی آفتابی بود و ماهی
هوش مصنوعی: نور زیبای تو باعث شد که یاد من از تو فراموش شود، مانند زمانی که خورشید در آسمان است و ماه در سایهاش قرار دارد.
فرو ماند از قدت در بوستان سروبه طوبی کی رسد شاخ گیاهی
هوش مصنوعی: قد تو آنقدر بلند و باشکوه است که حتی در باغ سروی نیز نمیتواند به اوج درخت طوبی برسد. به این ترتیب، عظمت و زیبایی تو فراتر از هر چیز دیگری است.
به جز روی تو گر دیده ست چشممنمی بینم ازین افزون گناهی
هوش مصنوعی: به جز چهرهات، چشمم هیچ چیز دیگری را نمیبیند و از این بیشتر گناهی نمیکنم.
اگر بپذیری اینک می فرستمز آب دیده سویت عذرخواهی
هوش مصنوعی: اگر بپذیری، الان از چشمانم به تو عذرخواهی میفرستم.
گواه آه سردم صبحدم بسکه دید از صبح صادق تر گواهی
هوش مصنوعی: آه سرد من نشانهای است از صبح زود، چون دیدم که صبح صادق چقدر واضحتر از این حس است.
ندانم در دل جامی چه سوز استکه آهی می کشد باز و چه آهی
هوش مصنوعی: نمیدانم در دل این جام چه آتشی نهفته است که باز هم آهی از دل برمیآید و این آه از عمق وجود میباشد.