شمارهٔ ۶۷
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از درد فراق و جدایی صحبت میکند. او میگوید که به خاطر غم و اشکهایی که برای معشوقش ریخته، دیگر در چشمانش اشکی باقی نمانده است و حالا تنها درد در دلش مانده است. احساسات او به شدت عمیق و متاثرکننده است.
از تفرقه هجر تو در حلقه جمعاز بس که فشاندم اشک دوشینه چو شمع
هوش مصنوعی: از جدایی و دوری تو، بین دوستانم، تا حدی اشک ریختم که مانند شمعی که آب میشود، اشکم بر زمین میریزد.
در دیده نماند اشک و اکنون ز دلملو زاد علی العین دم فهوالدمع
هوش مصنوعی: در دیدهام دیگر جایی برای اشک نمانده و حالا از دلم، به سختی، قطرات اشک بر روی چشمانم جاری شده است.