شمارهٔ ۱۰۷
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به زیبایی و سرخرویی محبوبش اشاره میکند و میگوید که هرچند خود او زیباست، اما به خاطر دعوایی که با او دارد، برایش مشکلآفرین شده است. در این میان، صبا (باد) به خاطر این وضعیت، از شاخش گلی را خشک کرده و از چهرهاش، خون میریزد. شاعر به نوعی احساس ناامیدی و اندوه را از این وضعیت بیان میکند.
گل نیست ز تو به سرخرویی افزونلیکن آمد با تو به دعوی بیرون
هوش مصنوعی: تو که در زیبایی بینظیر هستی، هیچ گلی نمیتواند زیباییات را بیشتر کند، اما این زیبایی از سر تو به دیگران نشان داده میشود.
زین جرم صبا ز شاخش آویخت نگونبا چهره دویدش از نگونساری خون
هوش مصنوعی: از این گناه، نسیم به شاخهاش آویزان شد و با چهرهای غمگین و محزون، از شدت درد و فاجعه، خون گریست.