شمارهٔ ۱۱۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و غیرت خود در برابر زیبایی محبوب سخن میگوید. او به صبا (باد) شکایت میکند که چرا در شبها به کوی آن معشوق میرود و بیپروا در کنار اوست. شاعر در حال تماشا، با حسرت میگوید که ای کاش او نیز با محبوب باشد و احساساتش را با او شریک کند.
در غیرتم از صبا که چون بیگه و گهگستاخ رود به کوی آن زیبا مه
هوش مصنوعی: در احساس غیرت من، وقتی باد صبا به طرف کوی آن محبوب زیبا میوزد، به شدت ناراحت و نگران میشوم.
او می رود و من از قفا می گویمگریان گریان که لیتنی کنت معه
هوش مصنوعی: او میرود و من از پشت سرش با صدای بلند میگویم و گریانم که ای کاش با او بودم.