شمارهٔ ۱۳۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد جدایی و حسرتی که به خاطر عشق دارد سخن میگوید. او حس و حال خود را اینگونه توصیف میکند که با وجود غم جدایی، تاب و توانی که به خاطر زیبایی محبوبش دارد، او را به سمت آن محبوب میکشاند. همچنین، هرگاه زیبایی آن محبوب بیشتر میشود، شاعر هم از دل خود بریده و ناحق خون جگرش را به خاطر عشق و درد جدایی به زمین میریزد.
هر چند که در دل غم هجران افکندجان پرتو حسن به جانب آن افکند
هوش مصنوعی: هرچند که غم دوری در دل مینشیند، اما جانم به خاطر زیباییاش به سوی او کشیده میشود.
حسن را چو فزون نمود یک نقطه دگراز خون جگر قطره به دامان افکند
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی به حد زیادی افزایش یابد، حتی یک نقطه اضافه از آن به خاطر درد و رنجی که وجود دارد، همچون قطرهای بر دامان مینشیند.