شمارهٔ ۱۴۴
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از درد و ظلمی که از طرف معشوقش دیده صحبت میکند. او میگوید که معشوق با تیغ جفا به او آسیب رسانده و به طور ناگهانی رفته است. حالا معشوق شکایت میکند که چرا از او دور شده است. شاعر به او یادآوری میکند که با وجود همه این سختیها، هنوز به یاد اوست و به وفاداریاش ادامه میدهد.
صد تیغ جفا زدی و راندی ز درموانگه گله می کنی که رفتی ز برم
هوش مصنوعی: تو با بیرحمی و سختی بسیار مرا راندی و از درم بیرون کردی، حالا چرا از دست رفتن خودت گلهمندی میکنی؟
با این همه خاک باد بر فرق سرمگر عهد و وفای تو به پایان نبرم
هوش مصنوعی: با وجود تمام دشواریها و مشکلاتی که دارم، با این حال اگر وفای تو را فراموش نکنم و به آن پایبند بمانم، هیچ چیز نمیتواند بر من تاثیر بگذارد.