شمارهٔ ۴۴
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و فداکاری شاعر نسبت به معشوق است. او به زیبایی و تاثیر عمیق معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر در این عشق زخم بخورد یا جانش را از دست بدهد، خواهان بقای معشوق است. شاعر نشان میدهد که فرمان معشوق را فراتر از هر چیز میداند و حتی اگر از او خواسته شود که به خونریزی وفاداران بپردازد، آن را انجام میدهد. او خود را غلام و دربان معشوق میداند و برایش آماده است تا در برابر سختیها تسلیم شود. در نهایت، شاعر به زیبایی معشوق و تاثیر آن بر زندگیاش اشاره میکند و میگوید که غم دوری از او را نمیتواند تحمل کند.
مرا هر لحظه زخمی بر دل از پیکان او بادااگر جانم رود گو رو بقای جان او بادا
هوش مصنوعی: هر لحظه از تیر محبت او، دلم جریحهدار میشود. اگر جانم هم برود، باز برای بقای او آمادهام.
اگر فرمان دهد خطش به خونریز وفادارانچو خامه جمله را سربر خط فرمان او بادا
هوش مصنوعی: اگر خط او، به خون وفاداران فرمان دهد، پس همانطور که قلم فرمان او را مینویسد، همه ما هم باید سر تسلیم فرود آوریم.
چو شب بر آستانش سر نهم ذوق غلامی رابه گردن طوقم از دم سگ دربان او بادا
هوش مصنوعی: وقتی شب بر درب خانه او سر میگذارم، خوشحالی و عشق خود را به او تقدیم میکنم، بهگونهای که مانند سگی وفادار در خدمت او باشم.
به دامانش نشاید کرد کار خون فشان چشممبه جاروب مژه فراشی میدان او بادا
هوش مصنوعی: به او اجازه نده که ناراحتی و غم چشمانم را به دامانش بیاورم، زیرا باید با مژههایش مانند جاروبی، عرصه وجودش را پاک کند.
چو از باد خزان باغ و بهار از هم فروریزدبهار باغ عمرم غنچه خندان او بادا
هوش مصنوعی: وقتی که باد خزانی باعث از هم ریختن باغ و بهار شود، امید من این است که بهار زندگیام همیشه با گلهای خندان و شاداب پر شود.
همی رفت از لطافت خوی فشان واندر دعا خلقیکه کشت ناامیدان خرم از باران او بادا
هوش مصنوعی: از لطافتی که در وجود او است، پرده برمیافتد و در دعا میکند برای کسانی که در ناامیدی گرفتارند، تا آن حالتی که دارند و خوشی را به خاطر باران او تجربه کنند، تغییر یابد.
بجز وصف جمالش نگذرد بر خاطر جامیتماشاگاه جان عاشقان دیوان او بادا
هوش مصنوعی: تنها زیبایی او در خاطر عاشقان باقی میماند و به جز آن، یاد هیچ چیز دیگری در دلشان نمیگنجد. آرزو میکنم که همیشه این عاشقانه در نظرشان بماند.