شمارهٔ ۶۳
هوش مصنوعی: این شعر اشارهای به زیبایی و عشق دارد. شاعر صبح را زمان شادابی و شب را زمان غم میداند و معشوق را به عنوان کعبهای در هر جا میستاید. او از حرارت دلش و آرزوی وصل سخن میگوید و به اهمیت اعتقاد در تصوف اشاره میکند. در نهایت، شاعر به عشقی خالص و اتحاد میپردازد و از خواندن افسونهای دل در محبت میگوید.
رخت روز طرب را بامداد استسر زلفت شب غم را سواد است
هوش مصنوعی: امروز، روز شادی و نشاط است و شب گذشته، زمانی بود که غم و اندوه در زلفهای تو جریان داشت.
تویی کعبه به هر شهری که باشیچو مکه نام آن خیر البلاد است
هوش مصنوعی: تو همان center of devotion و آرامش هستی، هر کجا که باشی مانند مکه، آن مکان بهترین و مبارکترین سرزمین است.
ز آه چون عمود آتشم چرخبه هر شب چون « ارم ذات العماد» است
هوش مصنوعی: عواطف و احساسات من به شدت مانند شعله آتش است و شبها برای من همچون شهر ارم که با ستونهای استوارش شناخته میشود، جلوهگری میکند.
نکو دار اعتقاد ای دل به خوبانکه رأس المال صوفی اعتقاد است
هوش مصنوعی: ای دل، به خوبان ایمان و اعتقاد داشته باش، زیرا باور داشتن به ایشان، سرمایه اصلی صوفیانه است.
در اقلیم عدم رو کرده جانمز تو در آرزوی خیرباد است
هوش مصنوعی: در دنیای ناپیدا، جان من به خاطر تو بیدار شده و در آرزوی خوبیهاست.
در افسون خوانی دل خال و زلفتیکی شاگرد و دیگر اوستاد است
هوش مصنوعی: در جادو و جاذبهای که دل را میبرد، خال و زلف تو یکی شاگرد و دیگری استاد هستند.
سگت بگذار گو رسم دویی راکه جامی در مقام اتحاد است
هوش مصنوعی: سگت را رها کن و بگذار که آداب و رسوم دویدن را فراموش کند، چرا که در اینجا یک جام وجود دارد که نشاندهنده اتحاد است.