شمارهٔ ۸۷
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و دردناکی اشاره دارد. شاعر از آتش عشق و درد فراق سخن میگوید که به دل خانهاش افتاده است. اشکها و غمها به حدی زیاد شده که دیگر نمیتواند خود را کنترل کند. شاعر به مشکلات و فتنههایی که از چشمان معشوق میجوشد، اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که عشق و وفاداری در شرایط سخت آزمایش میشود. در نهایت، به این نتیجه میرسد که زیبایی و خوشیهای زندگی به دلیل اندوه و غم عشق تحت الشعاع قرار گرفتهاند.
زآهم آتش به خانه افتاده ستوز دل این یک زبانه افتاده ست
هوش مصنوعی: از چشمم آتش به خانه افتاده و از دل من آتشی کوچک شعلهور شده است.
اشکم ازخانه بس که بیرون ریخترخنه در آستانه افتاده ست
هوش مصنوعی: اشکم چنان از چشمم جاری شده است که به نظر میرسد بر دروازهای که به آن وابستهام، نشانهای از آسیب و آسیبپذیری وجود دارد.
ازدو چشمت که شوخ و فتنه گرندفتنه ها در زمانه افتاده ست
هوش مصنوعی: چشمان تو که playful و فریبنده هستند، سبب ایجاد مشکلات و آشوبها در دنیا شدهاند.
قصد تو آزمودن تیغ استقتل عاشق بهانه افتاده ست
هوش مصنوعی: تو هدفی جز آزمایش شمشیر نداری و این، بهانهای شده برای کشتن عاشق.
زان میان در کمر نشانی نیستسخنی درمیانه افتاده ست
هوش مصنوعی: در میان این موضوع هیچ نشانهای نیست و در واقع، چیزی برای گفتن وجود ندارد.
نیست آن شاخ گل که بلبل راشعله درآشیانه افتاده ست
هوش مصنوعی: شاخ گل که بلبل روی آن نشسته، دیگر نیست و بلبل در آشیانه خود به خاطر این سوخت و سوز و حسرت خواهد افتاد.
جامی از باده صبوح بماندبس که مست شبانه افتاده ست
هوش مصنوعی: به خاطر مستی شبانه، جامی پر از شراب صبحگاهی باقی مانده است.