شمارهٔ ۱۴۶
هوش مصنوعی: این شعر به نقد افرادی میپردازد که به دیگران طعنه و ملامت میزنند و از ارزشهای انسانی دورند. شاعر بیان میکند که این افراد در ظاهر، شبیه انسانها هستند اما عملاً از دانایی و بینش تهیاند و در سفر به عالم دل و معنویت گرفتار مشکلاتاند. آنها مانند سیل اولی خروشان به نظر میآیند اما در میانه راه متوقف و ناتواناند. سرانجام، شاعر به ستایش زیبایی و عشق میپردازد و میگوید که هر چند منکران از باده و زیبایی آگاه نیستند، اما او همچنان از آن لذت میبرد.
آنان که دست رد به رخ ما نهادهاندبر ما زبان طعن و ملامت گشادهاند
هوش مصنوعی: کسانی که ما را نادیده گرفته و از ما روی گردان شدهاند، حالا به ما بیاحترامی کرده و ما را سرزنش میکنند.
ظاهر شود چو پرده برافتد ز روی کارکایشان نه داد مردی و انصاف دادهاند
هوش مصنوعی: وقتی که پرده کنار برود و حقیقت آشکار شود، درمییابیم که آنها نه تنها انصاف را رعایت کردهاند، بلکه مردانگی و شجاعت نیز از خود نشان دادهاند.
عزم سفر به عالم دل کردهاند لیکدر ره فتاده بلکه ز ره اوفتادهاند
هوش مصنوعی: عزم سفر به دنیای احساسات و دل کردهاند، اما در میانه راه گم شده و به بیراهه رفتهاند.
اول چو سیل رفته خروشان و کفزنانو آخر میان راه چو ریگ ایستادهاند
هوش مصنوعی: در ابتدا مانند سیل خروشان و پرسر و صدا در حال حرکت هستند، اما در پایان راه، به آرامش و سکون میرسند و مانند ریگ ثابت و بیحرکت میمانند.
اعیان عالمند ولی کور باطنندبر شکل آدمند ولی دیوزادهاند
هوش مصنوعی: در عالم افرادی وجود دارند که ظاهری شبیه انسان دارند، اما باطنشان بیخبر و نابینا است. هرچند که به نظر میرسد انسانهای با ادب و با شعوری هستند، اما در واقع از صفات نیکو و انسانی دورند و به نوعی میتوان گفت ریشههای ناپسندی دارند.
در عرصه عمی و جهالت دو اسپهانددر شاهراه دانش و بینش پیادهاند
هوش مصنوعی: در دنیای عمیق و نادانی، دو نیروی بزرگ وجود دارند، اما در مسیر دانش و آگاهی، این نیروها بدون قدرت و ناتوان هستند.
جامی ز جام حسن بتان باده خور چه باکگر منکران نه واقف ازین جام و بادهاند
هوش مصنوعی: از جام زیبایی معشوق بزن نوش جان، چه اهمیتی دارد اگر کسانی که منکر هستند از این جام و شراب خبر ندارند.