شمارهٔ ۱۹۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دوری یار و بیتوجهی او به خود شکایت میکند. او احساس میکند که یار هیچگاه یاد او را نکرده و به مسیری رفته که به خویشتن و یاد او اهمیت نداده است. شاعر به وفاداری و بندگی خود اشاره میکند و نشان میدهد که باوجود اشکهایش، یار به او توجهی نداشته است. او حتی امیدوار بوده که یار پیامی برایش بفرستد، اما هیچچیز از او نشنیده است. در نهایت، شاعر به زحمت و درد خود اشاره میکند که صدبار جانش را به خاطر یار داده، اما باز هم هیچگونه توجهی از او دریافت نکرده است.
یار رفت و خیربادی هم نکردزین فرامش گشته یادی هم نکرد
هوش مصنوعی: دوست رفت و هیچ نیکی نکرد، و حتی یاد آن لحظات فراموش شده را هم نکرد.
بر مراد خویش رو در ره نهادروبه سوی نامرادی هم نکرد
هوش مصنوعی: به هدف خود قدم گذاشت و هرگز به سوی ناامیدی گام برنداشت.
بنده ای بودم به کویش خانه زادفکر حال خانه زادی هم نکرد
هوش مصنوعی: من بنده ای بودم که در خانه او زندگی میکردم، اما هرگز به حال و روز خودم فکر نکردم.
در قفای او دویدم همچو اشکمرحمت را ایستادی هم نکرد
هوش مصنوعی: من به دنبال او دویدم، مانند اشکی که بر گونه میغلتد، اما او هیچ توجهی نکرد و توقف نکرد.
وز پس رفتن من غمدیده راشاد چبود نیم شادی هم نکرد
هوش مصنوعی: بعد از رفتن من، غمدیدهای شاد نشده، بلکه حتی نیمjoy هم نکرد.
نامه ای بر بال مرغی هم نبستپرسشی همراه بادی هم نکرد
هوش مصنوعی: نامه ای بر بال یک پرنده ننوشته شد و هیچ سوالی با بادی هم همراه نشد.
جامی از بیداد آن جان و جهانداد جان صدبار و دادی هم نکرد
هوش مصنوعی: این بیت به بیان نارضایتی و درد ناشی از ظلم و ستم اشاره دارد. شخصیت سخنگو از سلامتی و حیات خود سخن میگوید که بارها قربانی بیداد و ناامیدی شده است، اما با وجود این همه سختی، کسی به او توجهی نمیکند و کمکی نمیکند. به نوعی، این ابراز احساسات نشاندهنده ناامیدی و غم عمیق اوست.