شمارهٔ ۲۰۸
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی آرزوها و دعاهایی برای دوست یا یار سفر کرده است. شاعر از خدا میخواهد که او را در سفر یاری کند و از خطرات حفظ کند. او همچنین دربارهی ارزش صحبت با این دوست و تأثیر عشق بر جانها سخن میگوید و عشق را بینظیر و عمیق میداند. شاعر به رابطهی عشق و غم اشاره دارد و میگوید که زیبایی عشق در بیان آن نهفته است. او در نهایت از غم هجران میگوید و میخواهد که اشعارش مونس کسانی باشد که در تنهایی و وحشت عشق به سر میبرند.
یار ما عزم سفر کرد خدا یارش بادوز خطرهای سفر جمله نگهدارش باد
هوش مصنوعی: دوست ما تصمیم به سفر گرفته است، امیدوارم خداوند او را همراهی کند و از تمامی خطرات این سفر او را حفظ کند.
گر ببندد به سفر بار وگر بگشایددر همه دولت توفیق مددگارش باد
هوش مصنوعی: اگر سفر را شروع کند و باری را ببندد یا اگر سفر را پایان دهد، در هر حال، به او در تمامی کارها و موفقیتها کمک دهد.
قیمت صحبت او نقد دو عالم کردندجان پاکان به همین نرخ خریدارش باد
هوش مصنوعی: ارزش کلام او به اندازهی هر دو دنیاست. جان آدمهای پاک و معصوم هم با همین قیمت خریده میشود.
هیچ ذوقی به گرفتاری عشقش نرسدهرکجا جان و دلی هست گرفتارش باد
هوش مصنوعی: هیچ لذتی در گرفتاری عشق او وجود ندارد، اما هر جا که روح و قلبی هست، آنجا باید در دام عشقش بیفتد.
گوهر بحر صفا نیست جز اسرار غمشسینه ما صدف گوهر اسرارش باد
هوش مصنوعی: گوهر ناب دل آرامش دریا چیزی جز رازهای غم او نیست، و سینه ما مانند صدفی است که این رازها را در خود دارد.
حسنش آنجا که نهد عشوه گری را بازارزآتش سوختگان گرمی بازارش باد
هوش مصنوعی: زیبایی او زمانی بیشتر نمایان میشود که در میان سوختگان عشق، با ناز و عشوه خود به بازار میآید و بر گرمی و هیجان آن میافزاید.
گفت صد شعر خوش از وحشت هجران جامیمونس وحشتیان دفتر اشعارش باد
هوش مصنوعی: او گفت که از ناامیدی و درد جدایی صد شعر زیبا سروده است و امیدوار است که این اشعار به عنوان همدم و تسکینی برای آنهایی که دچار وحشت و ترس هستند، باشد.