شمارهٔ ۲۷۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر در تلاش است تا عشق و درد فراق خود را به معشوقش منتقل کند. او بیان میکند که تمام احساسات و آرزوهایش را در قالب نامهای به جانانش میفرستد. او از قاصدی میخواهد که پیام هایش را در بهشت بفرستد و با توصیف زیباییهای معشوق، دلتنگیاش را به تصویر میکشد. در این میان، او با تمثیلاتی نظیر زیبایی یوسف و لطافت شراب، عشق و زیبایی را به هم پیوند میزند. نهایتا، او به نسبت نابرابری قدرت و زیبایی معشوق نسبت به خود اشاره میکند و نشان میدهد که عشق برای او بسیار باارزشتر از هر چیز دیگری است.
برلب رسید جان که به جانان فرستمششد جمله درد دل که به درمان فرستمش
هوش مصنوعی: بر لبم است که جانم را به محبوب بفرستم، همه ناراحتیها و دردهای دلم را نیز برای درمان به او میفرستم.
طی شد چو نامه عمر ز هجران او مراکو قاصدی که نامه هجران فرستمش
هوش مصنوعی: زمان عمر من به سرعت گذشت و به خاطر دوری او، گویا از نامهای که باید برایش بفرستم خبری نیست. کجاست آن کسی که بتوانم احساسات دوریام را با او در میان بگذارم؟
ریزم به جیب و دامن قاصد ز دیده اشکگوهر به جیب و لعل به دامان فرستمش
هوش مصنوعی: به آرامی مرواریدهای اشک را در جیب و لبه دامن قاصد قرار میدهم تا به سوی او بفرستم.
رانم قلم به وصف سر زلف و خط اودر طی نامه سنبل و ریحان فرستمش
هوش مصنوعی: قلم را بر میدارم تا زیباییهای مو و خط او را در نامهای به او بنویسم و آن را به صورت سنبل و گل ریحان برایش بفرستم.
گرچه عراق و فارس پر است از جمال اوشرح جمال او ز خراسان فرستمش
هوش مصنوعی: اگرچه عراق و فارس پر از زیبایی او هستند، اما برای توصیف زیباییاش، آن را از خراسان میفرستم.
جامیست از شراب لطافت پر این غزلتحفه به مجلس جم دوران فرستمش
هوش مصنوعی: من یک جام از شراب لطیف دارم که این غزل را در میانه جشن و سروری به مجلس جم هدیه میکنم.
در شیوه جمال نمایی کمال یافتآیینه سان به یوسف کنعان فرستمش
هوش مصنوعی: من زیبایی را به قدری خوب میسازم که مانند یک آینه کمال یوسف درخشید.
نی نی که من چو مورم و این نظم خشک منپای ملخ چه پیش سلیمان فرستمش
هوش مصنوعی: من مانند یک مورچهام و این شعر خشک و بیروح من، مانند پای ملخ است که نمیتوانم آن را به سلیمان بفرستم.
این بس که در فزونی جاه و جمال اوجامی صفت دعای فراوان فرستمش
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی و مقام بلند او، دعاهای فراوانی برایش میفرستم.