شمارهٔ ۳۳۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره جشن عید فطر و شادی ناشی از افطار است. شاعر دعوت میکند تا با هم به جشن بپردازیم و از می لذت ببریم. او به تضاد میان زهد در صومعه و خوشگذرانی در بازار اشاره میکند و دعوت میکند که با اهل عشق و محبت ارتباط برقرار کنیم. همچنین از محدودیتهای واعظان و خرافات میگوید و تأکید میکند که عشق واقعی فراتر از ظاهر و ظواهر است. شاعر در نهایت بر این نکته تأکید میکند که زندگی جز یک دیوار نیست و باید به سمت حقیقت و جان روی آورد.
عید فطر است بیا تا به می افطار کنیمعیدگه خاک در خانه خمار کنیم
هوش مصنوعی: عید فطر فرارسیده و بیایید تا با نوشیدنی افطار کنیم و در این روز جشن و شادمانی، حال و هوای دل را عوض کنیم.
آنچه در صومعه زین پیش نهان می کردیماین زمان با دف و نی بر سر بازار کنیم
هوش مصنوعی: آنچه که قبلاً در صومعه و به دور از چشم دیگران مخفی نگه میداشتیم، حالا با ساز و آواز در میان مردم به نمایش میگذاریم.
شیخ سجاده نشین را به سر راه بریمراهب میکده را واقف اسرار کنیم
هوش مصنوعی: ما شیخ روحانی را از راه خود دور میکنیم و به راهی هدایت میکنیم که راهب چرمپوش به رازها و اسرار پی ببرد.
عارفی زنده دلی رسته ز خود گر یابیمهمه اسرار حقیقت به وی اظهار کنیم
هوش مصنوعی: اگر عارفی دانا و زنده دلی پیدا کنیم که از خود رسته باشد، همه حقایق و اسرار حقیقت را به او بیان خواهیم کرد.
منع واعظ ز خرافات ز غوغای عوامنتوانیم ولیکن به دل انکار کنیم
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم واعظ را از منع کردن خرافات و هیاهوی مردم بازداریم، اما میتوانیم در دل خود آنها را انکار کنیم.
یار ما شاهد عشق آمد و باقی همه غیرچند رو تافته از یار در اغیار کنیم
هوش مصنوعی: عزیز ما به عنوان نشانهای از عشق ظهور کرده است و بقیه افراد که در کنار او هستند، متفاوت از او محسوب میشوند. ما باید از این عشق به انواع دیگر بپردازیم و از یار خود جدا شویم.
نیست جز صورت دیوارجهان جامی چندپشت بر قبله جان روی به دیوار کنیم
هوش مصنوعی: جز شکل و ظاهر جهان هیچ چیز دیگری وجود ندارد. در واقع، ما مانند جامهایی هستیم که چندین بار به سمت قبله جان خود روبهدیوار میسازیم و معنی عمیقتری را در این دیوار جستجو میکنیم.