شمارهٔ ۳۶۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیباییهای خاص محبوبش سخن میگوید و میگوید که او در بین تمام زیباییها و خوبیها، مانند او را کمتر دیده است. او از غم و درد ناشی از دوری محبوبش گلهمند است و درخواست رحمت و بخشش از سوی او دارد. شاعر به یاد لیلی و مجنون اشاره میکند و میگوید که همهچیزهایی که مجنون از لیلی دیده، او نیز تجربه کرده است. در پایان، او از حالتان سوختهاش سخن میگوید و به محرمیت با محبوبش اشاره میکند.
من بسی خوبان عالم دیده امچون تو در عالم کسی کم دیده ام
هوش مصنوعی: من در دنیا افراد زیبا و نیکو زیادی را دیدهام، اما مانند تو کسی را خیلی کم دیدهام.
چشم من بی نم مبادا گر گهیچشم خود را بی تو بی نم دیده ام
هوش مصنوعی: چشم من بدون اشک نباشد، زیرا گاهی چشمم را بدون تو دیدهام که بیاشک است.
چون سر زلف تو پشت من خم استتا سر زلف تو پر خم دیده ام
هوش مصنوعی: تنیده شدن موی تو به پشت من، نشان از این دارد که من به شدت در دام زیبایی تو افتادهام.
بر دل غمدیده زخمت رحمت استرحمتی کن بر دل غمدیده ام
هوش مصنوعی: بر دل غمدیده من، زخم و درد زندگی سنگینی میکند، پس ای پروردگار مهربان، بر دل غمدیدهام رحم و محبت نازل کن.
راحتی کز زخم تو بینم کجاهرگز آن راحت ز مرهم دیده ام
هوش مصنوعی: آرامشی که از درد تو احساس میکنم، هرگز آن آرامش را از مرهمی که روی زخمها میزنم، تجربه نکردهام.
هر چه لیلی داشت داری وز غمشآنچه مجنون دید من هم دیده ام
هوش مصنوعی: هر چیزی که لیلی داشت، تو نیز داری و از اندوه او، همان چیزی را که مجنون تجربه کرد، من هم تجربه کردهام.
سوخته محرومی جامی دلمهرکه را پیش تو محرم دیده ام
هوش مصنوعی: دل من سوخته از حسرتی که هر کسی را که به تو نزدیک دیدهام، حسرت به دلم مانده است.