شمارهٔ ۱۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف یک شخص با ویژگیهای خاص میپردازد. شاعر از شاهدی با چهره زیبا و جذاب صحبت میکند که در بازارها حاضر است و آثار زخمها و رنجهای زندگی در او نمایان است. او را به عنوان موجودی جاذب توصیف میکند که دلها را میرباید و در عین حال، او را به بخل و دورویی میشناساند. این شخص، به طرز عجیبی میتواند هم باعث شادی و هم غم در دلها شود.
شاعر به ویژگیهای مختلف این شاهد اشاره میکند، بهویژه توانایی او در برقراری ارتباط با دیگران و تأثیراتی که بر روی آنها میگذارد. او همچنین به تناقضات شخصیت این فرد و تأثیرات مثبتی که بر زندگی مردم دارد، از جمله تفاوت بین ثروتمندان و فقرا، اشاره میکند. در نهایت، شاعر با اشاره به جود و عدالت این شخص، او را به عنوان منبعی از خیر و فضیلت توصیف میکند.
چیست آن شاهد سفید عذاررو برهنه روان به هر بازار
هوش مصنوعی: در هر بازار، دختری با چهرهای روشن و زیبا در حال حرکت است که بدون پوشش خاصی خود را نمایان کرده است.
بس که بر وی رسیده کوب ز دهرمانده بر پشت و روی او آثار
هوش مصنوعی: بسیار زمان بر او گذشته و مشکلات زندگی بر چهره و اندامش نشانهها و آثار سختیها را به جا گذاشته است.
صورت اوبافضل الاشکالمی رباید دل از صغار و کبار
هوش مصنوعی: چهره او به قدری زیبا و بینظیر است که هم دل بزرگترها و هم کوچکترها را میرباید.
اختر روشن است لیک او رابخل ثابت کند کرم سیار
هوش مصنوعی: یک ستاره درخشان وجود دارد، اما بخل آن را به انزوا میکشاند و نمیگذارد که به درستی بدرخشد.
چون منافق دورو ولی ز اسلامرکن اول نوشته بر رخسار
هوش مصنوعی: منافقان با چهرهای دوگانه، همچون کسانی هستند که پایههای اسلام را بر چهره خود نوشتهاند، اما در واقعیت به آن پایبند نیستند.
کاسبان را وصال او آسانممسکان را فراق او دشوار
هوش مصنوعی: کسانی که به راحتی به محبوب میرسند، در مقابل کسانی که از او دور میافتند، بسیار دشوار است.
بهر اندوه دیدگان آردمایه عشرت از خم خمار
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوهی که در چشمانم هست، به من شادی و سرزندگی را از میخانه هدیه میدهد.
سوی هجران رسیدگان آیدبه تلطف گرفته دامن یار
هوش مصنوعی: کسی که به دوری از معشوق رسیده است، به نرمی و محبت دامن یار را میگیرد.
در نداده ست بی میانجی اوهیچ معشوقه تن به بوس و کنار
هوش مصنوعی: اگر کسی به عشق و نزدیکی معشوقش نرسیده باشد، بدون واسطه و میانجی، هیچ معشوقی تن به بوسه و نزدیکی نمیدهد.
چون گرانی کندهنر گیرندسبکی عیب باشد از وی و عار
هوش مصنوعی: وقتی کسی در هنر خود پیشرفت کند و به درجهای بالا برسد، اگر به خاطر این موفقیت خود را سبک و بیارزش بداند، این نشان از عیب و عار در شخصیت اوست.
داغها بی شمار آید ازوبرتن مدخلان به روز شمار
هوش مصنوعی: دردها و زخمهای زیادی بر تن کسانی که وارد میشوند، در طول روز به وجود میآید.
اصل او سیم ناب و چون سیمابنیستش در کف جواد قرار
هوش مصنوعی: او به معنای اصلی و واقعیاش همچون نقره خالص میشود، اما به مانند جیوه در دستان سوارکار قرار نمیگیرد.
پختگان گرچه خام خوانندشهست ازو پخته مفلسان را کار
هوش مصنوعی: پختهها اگرچه او را خام بدانند، اما از او به افراد بیچاره و بیپول کمک میرسد.
هست تا غایتی عزیز که نیستجز به چشم بلند همت خوار
هوش مصنوعی: هر چیزی تا زمانی ارزشمند است که به چشم انسانهای بزرگ و با روحیهی بلند، ارزش داشته باشد. در غیر این صورت، آن چیز هیچ اهمیتی نخواهد داشت.
سال و مه در تردد اودزدروز و شب در کمین او طرار
هوش مصنوعی: سال و ماه دائما در حال حرکت هستند و روز و شب همواره در انتظار او هستند.
نام او نکته پریشان استلیک جمعیت آورد بسیار
هوش مصنوعی: نام او به گونهای ناهماهنگ و پراکنده به نظر میرسد، اما با این حال، توانسته است جمعیتی بزرگ را به خود جذب کند.
آمد امسالم آنقدر ز عراقکه کف جود شاه جم مقدار
هوش مصنوعی: سال نیکو و پربار از دیاری به نام عراق به ما رسیده است که بخشندگی و مهربانی آن همچون سرای جمشید بسیار عظیم و فراوان است.
گر کند سال دیگرش تضعیفعدد آن رسد به بیست هزار
هوش مصنوعی: اگر سال آینده توان او کاهش یابد، این عدد به بیست هزار خواهد رسید.
شاه یعقوب بن حسن که گرفتجود را طبع او چو عدل شعار
هوش مصنوعی: شاه یعقوب بن حسن به خاطر سخاوتش مشهور بود و روحیهاش به اندازه عدل و انصاف برجسته بود.
جود او فیض لطف را منبععدل او قصر ملک را معمار
هوش مصنوعی: مهربانی او منبع همه نعمتهاست و عدل او پایه و اساس حکومت را بنا میکند.
تا بود در محاورات عربنام شب لیل و نام روز نهار
هوش مصنوعی: تا زمانی که در مکالمات عربی صحبت میشود، نام شب "لیل" و نام روز "نهار" است.
شب او همچو روز روشن بادروز اعداش تیره چون شب تار
هوش مصنوعی: شبی که او در آن حضور دارد، باید چون روز روشن باشد و روزی که دشمنی و قضاوت در آن پیش میآید، باید تاریک و ناپسند باشد.