شمارهٔ ۸۵
هوش مصنوعی: در این شعر، باغبانی در تلاش است تا شاخهای از درخت سرو بکند و به زیبایی و جذابیت آن اشاره میکند. شاعر به عشق و longing خود اشاره میکند و میگوید که زیبایی معشوقش از دلش نمیرود. او بر این باور است که عشق واقعی همچون آتش است و نمیتوان آن را به آسانی مهار کرد. همچنین، دربارهی سختیهای عاشقی و آرزوی وصال میگوید و به امید دستیابی به خوشبختی و سعادت در زندگی عاشقان اشاره میکند. این شعر در مجموع، تمایل به عشق و آرمانهای والای آن را به تصویر میکشد.
باغبان می خواست برد شاخی از سرو بلنددید کو ماند به قدت اره در نرمی فکند
هوش مصنوعی: باغبان تصمیم داشت شاخهای از درخت سرو قدبلند را قطع کند، اما دید که این کار ممکن است به خاطر قد و نرمی درخت با دشواری مواجه شود.
تا لبت را دیده ام هرگز نرفته ست از دلمنی بدین چسبندگی شهد است نی جلاب قند
هوش مصنوعی: هرگز فراموش نکردم لبهای تو را، زیرا آنها برای من مانند شهد شیرین و قند گوارا هستند که در دل من جاودانه باقی ماندهاند.
می نگویم چون سپند و آتش است آن خال و رخکی چنین آرام گیرد بر سر آتش سپند
هوش مصنوعی: من نمیگویم که آن خال و چهره مانند آتش و نیروی جادویی است، چون در کنار آتش سیاه، هیچگاه آرام نخواهد ماند.
عاشق رنجور را کز لعل تو مانده ست دورگرچه باشد شربت عیسی نیفتد سودمند
هوش مصنوعی: عاشق رنجوری که به خاطر زیبایی تو دور افتاده، حتی اگر از شربت عیسی نیز بهرهمند شود، به هیچوجه برای او فایدهای نخواهد داشت.
جان بسی کندیم بهر گوهری از کان وصلکان اگر اینست و گوهر جان بسی خواهیم کند
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن یکی از بهترین و ارزشمندترین چیزها، یعنی وصل به معشوق، جان خود را بارها فدای عشق کردیم. اگر این حالت وصل باشد، پس برای به دست آوردن این گوهر ارزشمند، بار دیگر جان خود را فدای آن خواهیم کرد.
دود آه من که پیچان می رود تا آسمانکنگر مقصود را خواهد شدن روزی کمند
هوش مصنوعی: دودی که از آه من بلند میشود و به سمت آسمان میرود، روزی به هدفی که دارم خواهد رسید.
از سعادت آن دو رخ بر عاشقان آمد دو دریارب ابواب سعادت بر رخ جامی مبند
هوش مصنوعی: از حسن آن دو چهره، بر عاشقان نور میتابد. ای خدا، درهای خوشبختی را بر روی جام مسدود نکن.