شمارهٔ ۹۷
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر درباره arrival بهاری و نشانههای خوشایند زندگی صحبت میکند. نسیم خوشبو و خبر خوش بهار به پرندگان باغ میرسد. درختی که به امید میوه بارور شده، به بار مینشیند و قاصدی پیام خوشبختی یار را میآورد. صوفی با شنیدن این مژده به میگساری میپردازد و خود را به شادی میآراید. غبار ناشی از حضور یار، بین عاشقان اثر میگذارد و چشمها را بر خوشیها باز میکند، اما عدهای هم از دوری یار دلشکستهاند. در نهایت، شاعر آرزو میکند که از خدای مهربان برکت و رحمت بخواهد تا از ستم روزگار رهایی یابد.
آمد نسیم و رایحه مشکبار دادمرغان باغ را خبر نوبهار داد
هوش مصنوعی: نسیم خنکی وزید و بوی خوش مشک را به همراه آورد و به پرندگان باغ خبر رسیدن فصل نوین بهار را داد.
در روضه امید نهالی که رسته بودبالا کشید و میوه مقصود بار داد
هوش مصنوعی: در باغ امید، نهالی که رشد کرده بود، به بار نشسته و میوهای که مطلوب بود را به ثمر آورد.
کوته کنم حدیث، گرانمایه قاصدیاز ره رسید و مژده اقبال یار داد
هوش مصنوعی: اجازه بدهید داستان را کوتاه کنم، که پیامبری با ارزش از راه رسید و خبر خوشی از کامیابی محبوب را آورد.
صوفی به شکر مژده او بزم عیش ساختتسبیح و خرقه را به می خوشگوار داد
هوش مصنوعی: دلقک جشن شادمانی را با شکر و مژدهای برپا کرد و به جای تسبیح و لباس سادهاش، می خوشگوار را برگزید.
آمد غبار موکب او همدم نسیمعشاق را جلای بصر زان غبار داد
هوش مصنوعی: غبار کاروان او به همراه نسیم، چشمان عاشقان را روشن کرد و دیدگانشان را به لطف آن غبار جلا بخشید.
نظاره رخش همه کس را نداد رویبس خسته دل که جان به ره انتظار داد
هوش مصنوعی: هیچکس را فرصتی برای دیدن زیبایی او نبوده است، مگر آنکه دل شکستهای که جان خود را در راه انتظار گذاشته باشد.
انداخت سایه کرم آن شاه دادبخشجامی بخواه از ستم روزگار داد
هوش مصنوعی: سایهی کرم بر سر آن پادشاه مهربان افتاد، بنابراین از ستم و مشکلات روزگار طلب یاری کن.