شمارهٔ ۱۰۳
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف لحظات شاد و سرور در میهمانی و عشق میپردازد. شاعر از صدای مرغ چمن و نوشیدن باده توسط رندان صحبت میکند و به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره دارد. او از شیخان ریاکار و تأثیر منفی دنیای ظاهری بر عشق پرهیز میکند. با اشاره به شور و شوق صوفیها، شاعر به احساسات عمیق خود از عیش و نوش در شب میپردازد و به زیبایی معشوقش، که مانند گلی در باغ است، اشاره میکند. در نهایت، این شعر یک احساس عمیق از عشق و سرور را به تصویر میکشد.
شبم ز مرغ چمن این نوا به گوش آمدکه وقت عشرت رندان باده نوش آمد
هوش مصنوعی: در شب، صدای نغمهای از پرندهای در چمن به گوشم رسید که خبر از زمان شادی و خوشگذرانی رندان میداد، وقتی که باده نوشیده میشود.
نهاد بر لب تو جام ارغوانی لبز رشک خون دل ارغوان به جوش آمد
هوش مصنوعی: جامی به رنگ ارغوانی بر لب تو قرار دارد و از شدت حسادت، دل ارغوانیام به جوش آمده است.
جزای بی عمل از شیخ خودفروش مجویکه این معامله از پیر میفروش آمد
هوش مصنوعی: پاداش کسانی که عمل نمیکنند را از کسی که خود را به عنوان معلم میفروشد نخواهید، چون این نوع معامله از دستان پیر فروشندهای به وجود میآید.
مباش بیهده منکر خروش صوفی راکه در خروش به فرموده سروش آمد
هوش مصنوعی: هرگز به طور بیمورد صدای صوفی را نادیده نگیر، زیرا او در فریادش پیامی از الهام و راهنمایی الهی دارد.
به عیش دوش زدم با تو باده دوش به دوشچه ذوقها که به جانم ز عیش دوش آمد
هوش مصنوعی: من دیشب با تو به خوشی نشستم و از شراب نوشیدم. چه لذتی که از آن شب به جانم رسید!
به عور بی سر و پا کن حواله خلعت عشقکه این لباس نه بر قد خرقه پوش آمد
هوش مصنوعی: عشق را به کسی بده که لیاقت آن را دارد و این لباس زیبایی که به آن اشاره شده، مناسب کسی نیست که در ظاهر و باطنش نقص دارد.
تو نوشکفته گلی عندلیب تو جامیچرا ز نغمه شوقت چنین خموش آمد
هوش مصنوعی: تو همچون گلی که تازه شکفته شدهای، چرا بلبل به خاطر عشق تو اینقدر ساکت و خاموش است؟