شمارهٔ ۲۵۱
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق و رنج میپردازد. شاعر بیان میکند که هیچکس مانند معشوقش در برخورد با رقبایش مهربان نیست و این رفتار باعث ایجاد تنشهایی در او میشود. همچنین شاعر از بیتوجهی دیگران به حال اسیران و غریبان ناله میکند و از ضعف و ناتوانی خود ابراز ناراحتی میکند. او از سرنوشت واعظان و خطیبان نیز صحبت میکند و به بیرحمی آنها در برابر نیازمندان اشاره میکند. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که با وجود عشق پرشور خود، همواره به نصایح و پندهای دیگران بیتوجه بوده است.
هرگز ندیدم رسم حبیبانهمچون تو کردن خو با رقیبان
هوش مصنوعی: هرگز ندیدم که معشوقان مانند تو با رقیبان چنین رفتاری داشته باشند.
غوغای زاغان ببریده گل راپیوند صحبت از عندلیبان
هوش مصنوعی: هیاهوی کلاغها که با گلهای بریده سر و کار دارند، نشاندهنده گفتوگوی پرندگان خوشخوان است.
هرگز نیاری یاد اسیرانهرگز نپرسی حال غریبان
هوش مصنوعی: هرگز به یاد اسیران نخواهی بود و هرگز از حال غریبان نمیپرسی.
از بس ضعیفم گشته ست عاجززاحساس نبضم دست طبیبان
هوش مصنوعی: به دلیل ضعف شدیدم، پزشکان حتی از احساس نبض من ناتوان شدهاند.
خوش انکه گردد در قتل واعظشمشیر غازی تیغ خطیبان
هوش مصنوعی: خوش به حال کسی که در قتل واعظ، شمشیر جنگجو را به کار گیرد و سخنان خطیبان را در خود نابود کند.
دادی کسان را از خود نصیبیرحمی نکردی بر بی نصیبان
هوش مصنوعی: به دیگران از داراییات بخشیدی، اما بر کسانی که هیچ ندارند، ترحمی نکردی.
جامی که عشقت کردش مؤدبکی گوش دارد پند ادیبان
هوش مصنوعی: جامی که به خاطر عشق تو با احترام و آداب رفتار کرده، آیا به نصایح و پندهای ادیبان گوش فرا میدهد؟