شمارهٔ ۲۷۷
هوش مصنوعی: این شعر به نقد عالمان و مردم مذهبی میپردازد که فقط به ظاهر دین عمل میکنند و به عمق معانی آن نمیرسند. شاعر به مستی و حرامخواری اشاره میکند و نشان میدهد که عارفان واقعی در خلوتهای خود به شناخت عمیقتری از حقیقت میرسند. او همچنین به افرادی که فقط در ظاهر پیروی میکنند و در عین حال هیچ درکی از حقیقت ندارند، انتقاد میکند. در نهایت، او به لزوم تلاش برای خروج از جمع مقلدان و رسیدن به درک عمیقتر از دین و حقیقت اشاره میکند.
گر هر حرام بودی چون باده مست کارههمواره مست بودی شیخ حرامخواره
هوش مصنوعی: اگر هر چیزی که حرام است مانند شراب مستکننده بود، همیشه مست میبود آن شیخ که اهل حرام است.
حاشا که باده نوشان ریزند جرعه بر ویاندیشه های پنهان گر سازد آشکاره
هوش مصنوعی: نمیشود که کسانی که شراب مینوشند، بخواهند به اندیشههای پنهان خود جامهی عمل بپوشانند و آنها را آشکار سازند.
عارف به کنج خلوت خاموش و سر عرفانبا این و آن مقلد گفته هزارباره
هوش مصنوعی: زاهد در یک گوشه خلوت و سکوت نشسته و پیغامهای معرفتی را مدام با دیگران تکرار میکند و به حواریون خود میآموزد.
در قعر بحر ماهی بسته دهان و غوکانبگشاده لب به دعوی بی معنی ازکناره
هوش مصنوعی: در اعماق دریا، ماهیای با دهانی بسته وجود دارد و در عوض، جانداران دریایی دیگری که لبهایشان باز است، بیمعنا و بیمحتوا در حال صحبت و بحث هستند.
دیوانه وار واعظ گوید سخن پریشانگرد آمده گروهی بر وی پی نظاره
هوش مصنوعی: واعظ به طرز دیوانهواری سخنانی نامفهوم و بیربط میگوید و گروهی از مردم به تماشا و گوش دادن به او جمع شدهاند.
سر رشته تعلق نگسسته صوفی از خودبخیه زدن چه سودش بر دلق پاره پاره
هوش مصنوعی: صوفی که نتوانسته است وابستگیهای خود را کنار بگذارد، با دوختن لباس پارهاش به چه دردی میخورد؟
گیرند چون شماره جامی مقلدان راکن جهد آنکه باشی بیرون ازان شماره
هوش مصنوعی: چون عدهای از پیروان، جامی را در دست میگیرند، سعی کن خارج از آن شمار قرار بگیری.