بخش ۲۷
هوش مصنوعی: در این شعر، گدایی از کدخدای خانه درخواست نان میکند، اما کدخدا جواب میدهد که اهل خانه حضور ندارند. گدا تأکید میکند که او فقط نان میخواهد و به ارتباط با خانوادگیان نیازی ندارد. در ادامه، اشاره میشود که گدا باید هرچه در اختیار دارد را بیدلیل ندهد و از ذکر اهل خانه پرهیز کند. در نهایت بیان میشود که انتظار نان از خانهای که خالی است بهتر از انتظار چیز دیگری از آن است. این متن به تمایز نیازهای واقعی انسانها و توقعات غیرضروری اشاره دارد.
گدایی بر در سرایی چیزی خواست کدخدای خانه از درون آواز داد معذور دار که خانگیان اینجا نیستند. گدا گفت: من پاره نان می خواهم نه مباشرت با خانگیان!
هوش مصنوعی: یک گدا به در خانهای رفت و چیزی خواست. صاحبخانه از داخل گفت که متأسفانه خانوادهاش در خانه نیستند. گدا پاسخ داد: من فقط یک تکه نان میخواهم، نه معطلی برای ملاقات با خانواده!
چون گدا بر در سرات رسدهرچه داری بده بهانه مکن
هوش مصنوعی: وقتی که یک درویش به در خانهات بیاید، هر چه داری به او بده و بهانهتراشی نکن.
تا نیاید به خاطرش چیزیپیش او ذکر اهل خانه مکن
هوش مصنوعی: تا زمانی که او به یادش نیفتد، در مورد خانهاش چیزی نگو.
کس در حرم سفله ناپاک سیرچون نان نبود نهفته از چشم بشر
هوش مصنوعی: هیچکس در مکان مقدس نمیتواند به آرامی زندگی کند، چون مثل نان که در دید انسان پنهان باشد، وجود ندارد.
از خانه او توقع نان بتر استکز خانگیان توقع چیز دگر
هوش مصنوعی: بهتر است از کسی که در یک مکان نزدیک به ما زندگی میکند، انتظار نان و کمک نداشته باشیم، چون این توقعات میتواند منجر به مشکلات بیشتری شود.