بخش ۳۶
هوش مصنوعی: در داستانی درباره پیرمردی صحبت میشود که به خاطر پیری نتوانسته از جوانی لذت ببرد و برای خود کنیزکی زیبا خرید. او از کنیزک میخواهد که به او کمک کند تا دوباره به حالت جوانی برگردد. اما با وجود تلاشهای کنیزک، زحمتها بینتیجه میماند و پیرمرد نمیتواند از آلت خود استفاده کند. در نهایت، او ناامید و مایوس میشود و در حالتی مشابه لاشهای بیحرکت میماند. این داستان به تضاد میان آرزوها و واقعیتهای زندگی اشاره دارد.
پیری که کام جوانی رانده بود و از قوت کامرانی مانده، کنیزکی صاحب جمال خرید و به وقت فرصتش در کنار کشید، هر چند پیر حریص بود، اما آلتش مساعدت ننمود. با کنیزک گفت: لطفی بنمای و دست عنایت برگشای و به اندک مالشی این خفته را برخیزان و این مرده را برانگیزان.
هوش مصنوعی: پیری که جوانیاش را پشت سر گذاشته و از لذتها چیزی برایش نمانده بود، کنیزکی زیبا خرید و در اوقات فراغت با او نزدیکی میکرد. هرچند پیر تلاش زیادی میکرد، اما بدنش همکاری نمیکرد. او به کنیزک گفت: لطفاً کمکی کن و با ناز و محبتت این خواب را بیدار کن و به این مرده زندگی ببخش.
چو رشته آلت من سخت سست استبه مالش یاریی ده ای نکو زن
هوش مصنوعی: دستگاه من خیلی ضعیف شده است، ای یار نیکو، با نوازش خود به من یاری کن.
نمالی تا سر رشته به انگشتنیارد رفت در سوفار سوزن
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر به کار یا موضوعی مشغول نباشی و آن را تمرین نکرده باشی، نخواهی توانست به راحتی به نتیجهای یا هدفی برسی. برای رسیدن به موفقیت، باید از تلاش و تمرین مداوم استفاده کنی.
کنیزک هر چند دست جنبانید به جایی نرسید و هرچند مالش داد کاری نگشاد. شنیدند که این ابیات می گفت ولیکن از آن پیر می نهفت:
هوش مصنوعی: دختر هرچقدر تلاش کرد و دست و پا زد، به جایی نرسید و هرچقدر هم که به او کمک کرد، نتیجهای نگرفت. آنها شنیدند که این اشعار را میخواند، اما آن پیرمرد این موضوع را پنهان کرد.
به منزل نارسیده آلت پیربه سان لاشه لاغر بخسبد
هوش مصنوعی: به خانه نرسیده، ابزار کهن و فرسوده مانند جثهای نازک و بیجان در گوشهای استراحت میکند.
به زور دست چون خیزانی از جایچو داری دست از او دیگر نجنبد
هوش مصنوعی: اگر به زور و فشار دست کسی را از جای خود بلند کنی، دیگر آن دست مقاومت نخواهد کرد و تکانی نخواهد خورد.