بخش ۴۹
هوش مصنوعی: واعظی در منبر شعری بیمزّه خواند و به حاضران گفت که آن را در حین نماز شنیده است. یکی از حاضران اعتراض کرد که اگر این شعر در نماز گفته شده، پس نماز چه جایگاهی خواهد داشت. واعظ در ادامه اشاره کرد که شعری که در اینباره خوانده شده، نه تنها بیمزه است، بلکه به حدی ضعیف است که موجب شکست وضو میشود. او از شاعری نام میبرد که غزلش پر از نقص است و به انتقاد از حذف حروف در شعرش میپردازد. واعظ نتیجه میگیرد که اگر کسی نتواند شعر خوب بسازد، نباید خود را در مقام شاعری جا بزند؛ چرا که این نقص در منصب پیامبری نیز قابل قبول نخواهد بود.
واعظی بر بالای منبر شعری از هر چه گویند بی مزه تر خواند و ترویج آن را گفت: والله این را در اثنای نماز گفته ام! شنیدم که یکی از مجلسیان می گفت: شعری که در نماز گفته شده است چنین بی مزه است، نمازی را که در وی این شعر گفته شده باشد چه مزه بوده باشد!
هوش مصنوعی: واعظی در بالای منبر شعری خواند که به طور کلی بیمزه بود و در مورد آن گفت که این شعر را در حین نماز گفته است! یکی از حضار در مجلس به طور کنایهآمیز گفت: اگر این شعر در نماز خوانده شده، پس خود آن نماز چه طعمی میتواند داشته باشد؟
گفتی که دوش گفته ام اندر نماز شبشعری که قدر جمله اشعار ازو شکست
هوش مصنوعی: تو گفتی که دیشب در نماز شب شعری را خواندم که ارزشش از تمام اشعار دیگر بیشتر است.
آن شعر اگر ز منفذ سفل آمدی فرودزان یافتی نماز تو همچون وضو شکست
هوش مصنوعی: اگر آن شعر از پایینترین نقطه بیابد، درنتیجه، نماز تو مانند وضو ناپاک میشود.
شاعری خواند پرخلل غزلیکین به حذف الف بود موصوف
هوش مصنوعی: شاعری شعری با نقص و ایراد خواند که در توصیف آن، حرف الف وجود نداشت.
گفتمش نیست صنعتی زان بهکه کنی حذف ازان تمام حروف
هوش مصنوعی: به او گفتم که هیچ هنری نیست که بتوانی با حذف کردن تمام حروف، به آن دست پیدا کنی.
دی همی خواندی به دعوی مطلعیکین نه مطلع بلکه بحر گوهر است
هوش مصنوعی: دی با فخر و ادعا میخواندی که من آغاز یک شعر هستم؛ در حالی که اینجا فقط یک دریای پر از گوهر و زیبایی است.
کی سزد یک بحر تنها خواندنشزانکه هر مصراع بحر دیگر است
هوش مصنوعی: آیا درست است که فقط یک بیت را به تنهایی بخوانیم؟ زیرا هر بخشی از آن، بخشی دیگر را نیز در بر دارد.
گر نیاری خواند و نتوانی نوشتن یا ز وزنزاده طبعت برون باشد گه نظم آوری
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی بخوانی و نوشتن برایت دشوار است، یا اینکه شعر و نثر به خاطر طبیعت تو بهخوبی به وجود نمیآید، میتوانی گاهی شعر بگویی.
زین سه خصلت کی توان در شاعری عیب تو کردچون نیامد زان خلل در منصب پیغمبری
هوش مصنوعی: به خاطر این سه ویژگی، چه کسی میتواند در شاعری به تو عیب بگیرد، زمانی که این نقصها مانع از رسیدن تو به مقام پیامبری نشده است؟