غزل شمارهٔ ۱۵
هوش مصنوعی: شبی زیبا و پر از عشق است و من با محبوبم نزدیکی دارم. این شب از روزها خوشتر است. من به زیبایی چشمان او نگاه میکنم و از شدت شوق و حسرت، نگران طلوع صبح هستم. از دلبرم میخواهم که دیگر سکوت را کنار بگذارد و صحبت کند، زیرا این زمان برای بیان احساسات مناسب است.
شب وصل است و با دلبر مرا لب بر لب است امشبشبی کز روز خوشتر باشد آن شب امشب است امشب
هوش مصنوعی: امشب شبی است که با محبوبم کنار هم هستیم و لذت میبریم. این شب از هر شب دیگری بهتر و خوشایندتر است.
به چشمی روی آن مه بینم از شوق و به صد حسرتز بیم صبح چشم دیگرم بر کوکب است امشب
هوش مصنوعی: امشب به خاطر عشق و شوق، به چشمان آن معشوق خیره شدهام و به خاطر اندوه و حسرت، چشم دیگرم به ستارههای آسمان دوخته است.
دلا بردار از لب مهر خاموشی و با دلبرسخن آغاز کن هنگام عرض مطلب است امشب
هوش مصنوعی: ای دل! لبهای خاموشی را برگردان و با محبوب خود صحبت را آغاز کن، چون امشب زمان مناسبی برای بیان احساساتت است.