غزل شمارهٔ ۳۵
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عواطف و احساسات عمیق عشق و درد جدایی است. شاعر بیان میکند که عشقش در دل و جانش مخفی مانده و آتش آن به خاموشی نخواهد رفت. او میگوید که حسرت جدایی از معشوق، همیشه در دلش خواهد ماند و به خاطر غم هجران، جوانیاش را از دست خواهد داد. همچنین، وفاداری خود را به عشقش اعلام میکند و از بیوفایی معشوقش غمگین است. در پایان، شاعر به این نتیجه میرسد که داستان درد و رنج ناشی از جدایی، حتی بعد از رفتن او نیز باقی خواهد ماند.
داغ عشق تو نهان در دل و جان خواهد مانددر دل این آتش جانسوز نهان خواهد ماند
هوش مصنوعی: سوز عشق تو در دل و جانم پنهان خواهد ماند و این شعلهی سوزان درونم هرگز فاش نخواهد شد.
آخر آن آهوی چین از نظرم خواهد رفتوز پیش دیده به حسرت نگران خواهد ماند
هوش مصنوعی: در نهایت، آن آهوی زیبا و دلربا از جلوی چشمانم دور خواهد شد و دیدگانم با حسرت و نگرانی به او نگاه خواهند کرد.
من جوان از غم آن تازه جوان خواهم مرددر دلم حسرت آن تازه جوان خواهد ماند
هوش مصنوعی: من به خاطر اندوه جوانی که تازه درگذشته است، در جوانی خود خواهم مرد و حسرت او همیشه در دلم خواهد ماند.
به وفای تو، من دلشده جان خواهم دادبیوفایی به تو ای مونس جان خواهد ماند
هوش مصنوعی: به خاطر وفای تو، من با کمال میل جانم را فدای تو میکنم، اما در صورت بیوفایی تو، ای همدم جانم، هنوز هم به تو وفادار خواهم ماند.
هاتف از جور تو اینک ز جهان خواهد رفتقصهٔ جور تو با او به جهان خواهد ماند
هوش مصنوعی: صدا از ظلم تو به زودی از این دنیا خواهد رفت، اما داستان ظلم و ستم تو همچنان در جهان باقی خواهد ماند.