تناجی
هاتف اصفهانی

قطعه شمارهٔ ۶

امیر داد گستر خان عادلدلیر عدل پرور شاهرخ خان
خدیو کامران کز یاری بختنپیچد آسمانش سر ز فرمان
برای قطع نخل هستی خصمتبرزینی به دستش داد دوران
تبرزین نه کلید فتح و نصرتتبرزین نه نشان شوکت و شان
تبرزین نه رگ ابری شرر بارکه انگیزد ز خون خصم طوفان
تبرزین نه عقابی صیدپیشهکه قوت اوست مغز اهل عدوان
کسی کو گیردش بر کف نماندچو موسی و ید بیضا و ثعبان
ز آسیبش پریشان باد دایمسر دشمن چو گوی از ضرب چوگان