قطعه شمارهٔ ۹ - خطاب به صباحی
هوش مصنوعی: این شعر به نسیم صبح اشاره دارد که حامل پیام دلشکستگان است و به دنبال صبحی تازه و خوشحال میگردد. شاعر از نسیم میخواهد که به جستجوی یاری مهربان برود و به او سلام عرض کند. او همچنین توصیه میکند که در فضای دلپذیر صبح، از یاد غریبان یاد کند و بگوید که دیگر چه زمانی باید دلتنگی و غم را تحمل کرد. در نهایت، شاعر به نیاز خود به شادی و آرامش اشاره میکند و آرزوی نوشیدن می شکرگزاری و معطر از صبحی خوش را دارد.
تو ای نسیم صباحی که پیک دلشدگانیعلیالصباح روان شو به جستجوی صباحی
هوش مصنوعی: ای نسیم صبحگاهی، تو که پیامآور دلسوختگان هستی، برو و صبح را با خود بیاور.
سراغ منزل آن یار مهربان چو گرفتیچو صبح خرم و خندان شتاب سوی صباحی
هوش مصنوعی: وقتی در جستجوی خانه آن دوست نیکوکار هستی، همچنان که صبحی شاداب و خندان به سراغ او میروی، با شتاب به سوی صبحی روشن و دلانگیز پیش میروی.
گرت هواست که در بر رخ تو زود گشایدطفیل روی صبیحی برو به کوی صباحی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که به سرعت در آغوش خوشرویی وارد شوی، بهتر است به کوچهی صبحگاهی بروی.
پس از سلام به کنجی نشین و بهر تحیتنخست صبحک الله بخوان به روی صباحی
هوش مصنوعی: پس از اینکه سلام کردی، به گوشهای برو و برای احترام به ساعات صبح، ابتدا دعای صبحگاه را بخوان.
اگر به یاد غریبان این دیار برآیدحدیثی از لب شیرین و بذله گوی صباحی
هوش مصنوعی: اگر کسی در این دیار یاد غریبان را بر زبان بیاورد، حتماً داستانی از شخصی خوشزبان و بذلهگو به نام صباحی روایت خواهد کرد.
بگو که هاتف محنت نصیب غمزده تا کیشبان تیره نشیند در آرزوی صباحی
هوش مصنوعی: بگو که ای کارگزار ناامیدی، غمدیدهها تا کی باید در شبهای تاریک بمانند و منتظر روشنایی روز باشند؟
به جان رسیده ز رنج خمار دوری و خواهدصبوحی از می انفاس مشکبوی صباحی
هوش مصنوعی: از درد و حسرت دوری به شدت خسته شدهام و آرزو دارم که یک صبح با عطر دلانگیز میگذرانم.