شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: این شعر به جدایی فاطمه اشاره دارد و از حزن و درد ناشی از دوری او سخن میگوید. شاعر از زیبایی و عفت او یاد میکند و بیان میکند که دل او از متاع دنیا بریده و به آرامش و خلوت بهشت پناه برده است. فاطمه که در این دنیا در میان مشکلات و غمها زندگی کرده، در نهایت به سوی بهشت میرود و شاعر دعا میکند که مکان او در جنت باشد.
دریغ و درد که دور سپهر فاطمه رابه کام ریخت به ناکام شربت فرقت
هوش مصنوعی: متأسفانه، دوری از آسمان فاطمه، پیوسته باعث غم و درد شده است و نوشیدنی تلخ جدایی، برای کسی که در آن گرفتار است، سخت و ناگوار است.
هزار حیف ازین مایهٔ عفاف که بودطراز قامت رعناش کسوت عصمت
هوش مصنوعی: خیلی افسوس بر این ویژگی پاکدامنی که قد و قامت زیبایش، نشانی از عفت و پاکی است.
دل از متاع جهان کند از آن به آسانیکه داشت دوش و برش زیب و زینت عفت
هوش مصنوعی: دل از دنیا و مال و متاع آن به راحتی جدا میشود، چرا که دیشب زیبایی و زینت عفت را داشت.
ازین سرای پرآشوب، جان آگاهشملول گشت و روان شد به خلوت جنت
هوش مصنوعی: از این دنیای شلوغ و پرهمهمه، روح آگاه او خسته و دلزده شد و به آرامش بهشتی رفت.
چو سوی بزم جنان شد ز بزم همنفسانچه باکش از غم دوری و کربت و غربت
هوش مصنوعی: وقتی به میهمانی بهشتی نزدیک میشود و از جمع دوستانش جدا میگردد، دیگر از غم دوری و مشکلات زندگی و غصههای غربت نگران نیست.
غرض چو کرد ازین گلستان پرخس و خاربه سوی گلشن جنت عزیمت و رحلت
هوش مصنوعی: زمانی که هدف از این گلستان پر از خار و گل به سوی باغ بهشت تغییر کرد، سفر و حرکت آغاز میشود.
رقم زد از پی تاریخ رحلتش هاتفمکان فاطمه بادا به ساحت جنت
هوش مصنوعی: هاتف (پیامآور) به خاطر مرگ فاطمه، نامی را در تاریخ به ثبت رساند و آرزو کرد که او در بهشت باشد.