تناجی
ابوسعید ابوالخیر

رباعی شمارهٔ ۱۲۹

با دل گفتم که ای دل احوال تو چیستدل دیده پر آب کرد و بسیار گریست
گفتا که چگونه باشد احوال کسیکو را به مراد دیگری باید زیست