تناجی
ابوسعید ابوالخیر

رباعی شمارهٔ ۳۴۸

من بودم دوش و آن بت بنده نوازاز من همه لابه بود و از وی همه ناز
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسیدشب را چه گنه قصهٔ ما بود دراز