رباعی شمارهٔ ۳۴۸
هوش مصنوعی: این ابیات شاعری را به تصویر میکشد که در یک شب عاشقانه با معشوقش گفتگو میکند. شاعر به رابطه عاشقانهاش اشاره میکند که در آن او با حالتی دلباخته و نازکدیده به بیان احساساتش میپردازد. اما شب به پایان میرسد و داستان عشقشان ناتمام میماند. این شعر نشاندهندهی پیچیدگی و زیبایی عشق و همچنین محدودیت زمان است.
من بودم دوش و آن بت بنده نوازاز من همه لابه بود و از وی همه ناز
هوش مصنوعی: من دیشب با آن معشوق مهربان بودم. من از او درخواست و التماس میکردم و او با ناز و عشوه به من پاسخ میداد.
شب رفت و حدیث ما به پایان نرسیدشب را چه گنه قصهٔ ما بود دراز
هوش مصنوعی: شب تمام شد و داستان ما هنوز تمام نشده است. تقصیر شب چیست که داستان ما اینقدر طولانی شده؟