شمارهٔ ۵۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عاشقانی سخن میگوید که به خاطر عشق و آرزوهایشان در تلاشند و اضطراب و غم را تحمل میکنند. او به آمدن محبوبی از سرزمین ختا اشاره میکند که دل بسیاری را میکشد و بر جان و دل آنها تأثیر میگذارد. شاعر تاکید میکند که برای رسیدن به محبوب و تحمل دردها و مشکلات، باید جان خود را فدای عشق کرد. او همچنین به زیبایی گلها و بلبلها اشاره میکند تا نشان دهد که عشق و زیبایی همواره با رنج و زحمت همراه است. در نهایت، شاعر به عشق و کشش بین خود و محبوب تاکید میکند و بیان میکند که زنجیری از عشق وجود دارد که او را به طرف محبوب میکشاند.
بازآمد آن ترک ختا کز بیقراران کین کشدیارب مبادا کز خطا خط بر من مسکین کشد
هوش مصنوعی: دوباره آن دختر زیبا از سرزمین ختا بازگشته است، او که از عاشقان دلگیری میکند. خدایا، نکند به خاطر اشتباهی که کردهام، دلی پر از درد بر من بیچاره وارد کند.
دلدادگان از هر طرف برگرد او بربسته صفبگرفته دامانش به کف گه آن کشد گه این کشد
هوش مصنوعی: عاشقان از هر سو به دور او حلقه زدهاند، دامنش را گرفتهاند و او گاهی یکی را به خود میکشد و گاهی دیگری را.
گر جان به کف باید نهاد این بندهٔ مسکین نهدور بار غم باید کشید این خاطر غمگین کشد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی جانت را فدای چیزی کنی، این بندهی بیچاره آن را فدای میکند. و اگر باید بار سنگین غم را تحمل کرد، این دل غمگین آن را به دوش میکشد.
گر باغبان گل پرورد کز وی زمانی برخوردیا زحمت کانون برد یا محنت تشرین کشد
هوش مصنوعی: اگر باغبان گلی پرورش دهد، ممکن است در زمانی خاص به او برسی، یا از زحمتش بهرهمند شوی، یا حتی درد و رنجی را تحمل کنی.
ای بلبل شیرینزبان به گر نبندی آشیاندرگلشنی کش باغبان صد منت از گلچین کشد
هوش مصنوعی: ای بلبل خوشصدای من، اگر نتوانی در این گلستان لانه بسازی، باغبان از باغش صد گل را برایت خواهد چید.
خسرو نداند از گدا رندی که در ویرانهایبرکف می گلگون نهد در بر بتی شیرین کشد
هوش مصنوعی: خسرو (شاه) نمیداند که یک گدا (فقیر) به چه هنرمندی میتواند در خرابهای، جامی پر از شراب سرخ را در آغوش بگیرد و با آن بتی زیبا را به چنگ آورد.
جانا کشد جان بهار اندر شکنج زلف توزنجی که نالان صعوهایاز چنگلشاهین کشد
هوش مصنوعی: عزیزم، جانم در بهار زیبایی زلف تو به شدت میکشد و مانند پرندهای گرفتار، نالهای از دلش میکشد که در دام شاهین افتاده است.