شمارهٔ ۵۷
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی عشق و سیاست در روابط انسانی میپردازد. شاعر به دلفریبانی اشاره میکند که در روسیه جا دارند و به طور مستبدانه به دل او قصد دارند. او به ویژگیهای دلبران خودسر و تأثیر آنها بر زندگیاش اشاره میکند و از وضعیت نامعلوم عشق و سیاست، و همچنین غفلت عاشقان نسبت به استقلال و آزادی سخن میگوید. شاعر از ناز و فریبایی معشوقهاش شکایت میکند و به تضادهای درونی و چالشهایی که در روابط عاشقانهاش وجود دارد اشاره دارد. همچنین از درد دل و بیعدالتیهایی که در عشق احساس میکند، سخن میگوید. در نهایت، او به بحرانهای داخلی عشق پرداخته و مضامین ارتباط، عشق و سیاست را به هم پیوند میزند.
دلفریبان که به روسیهٔ جان جا دارندمستبدانه چرا قصدِ دلِ ما دارند
هوش مصنوعی: دلفریبان که در کشور روسیه زندگی میکنند، بهطور خودسرانه و بیدلیل چرا به فکر دل ما هستند؟
دلبران خودسر و هرجایی و روسیصفتندورنه در خانهٔ غیر از چه سبب جا دارند
هوش مصنوعی: دلبرهای خودسر و هرجایی هستند و به روسیاهی معروفند، وگرنه جای آنها در خانههای دیگر به چه دلیل است؟
گاه لطف است و خوشی گاه عتاب است و خطابتا چه از این همه پلتیک تقاضا دارند
هوش مصنوعی: گاهی محبت و خوشی وجود دارد و گاهی هم سخنانی تند و تشر. باید دید از این همه بازی سیاسی چه خواستههایی دارند.
خوبرویانِ اروپا ز چه در مردنِ ماحیله سازند گر اعجاز مسیحا دارند
هوش مصنوعی: چرا زیبا رویان اروپا برای کشتن ما نقشه میکشند، اگر واقعاً قدرت معجزه مانند مسیح را دارند؟
گرچه در قاعدهٔ حسن و سیاسات جمالمسلک آن است که خوبان اروپا دارند
هوش مصنوعی: هرچند که در اصول زیباییشناسی و سیاستهای ظاهری، راه و روش آن است که زیبایان در اروپا دارند،
عاشقان را سر آزادی و استقلال استکی ز پلتیک سر زلف تو پروا دارند
هوش مصنوعی: عاشقان از آزادی و استقلال خود غافل نیستند، زیرا به زیبایی و جذابیتهای تو اهمیت میدهند.
صف مژگان تو را دست سیاسی است درازبا نفوذی که به معمورهٔ دلها دارند
هوش مصنوعی: مژگانهای تو همچون ابزاری مؤثر و نافذ عمل میکنند که به راحتی دلها را تسخیر میکنند و بسیاری را تحت تأثیر خود قرار میدهند.
دل مسکین من از قرض یکی بوسه گذشتبا شروطی که لبان تو مهیا دارند
هوش مصنوعی: دل بیچاره من برای یک بوسه از محبت تو، به شرطهایی که لبهایت آماده دارند، از بدهیاش گذشت.
به چه قانون، سپه ناز تو ای ترکپسردر حدود دل یاران سر یغما دارند
هوش مصنوعی: ای پسر ترک، به کدام قانون و قاعده، زیبایی و ناز تو در دل یاران سلطه دارد و فرمانروایی میکند؟
این چه صلحی است که در داخلهٔ کشور دلخیل قزّاق اشارات تو مأوا دارند
هوش مصنوعی: این چه آرامشی است که در میان مردم کشور وجود دارد در حالی که گروهی از قزاقها به خاطر اشارههای تو در آنجا سکنی گزیدهاند؟
به کمیسیون عرایض چه کنم شکوه ز توکه همه حالِ منِ بیدلِ شیدا دارند
هوش مصنوعی: به کمیسیون عرایض چه میتوانم بگویم از شکایتت؟ که همه در جریان حال و وضعیت من، که دیوانهوار عاشقت هستم، قرار دارند.
ما به توضیحِ دو چشمانِ تو قانع نشویمزان که با خارجیان الفت و نجوا دارند
هوش مصنوعی: ما به توضیح و توضیحات چشمانت راضی نمیشویم، چرا که آنها با دیگران ارتباط و صحبتهای خودمانی دارند.
در پناه سر زلف تو بهارستانی استکه در او هیئت دل مجلسِ شوری دارند
هوش مصنوعی: در سایهی زیبایی و شلوغی موهای تو، جایی وجود دارد که شادی و خوشحالی مثل یک بهار زنده و پر رونق میزند و دلها در آنجا سرشار از شور و شوق هستند.
رازدارانِ تو در انجمنِ سرّیِ دلنُطقی از رمزِ دهانِ تو تمنا دارند
هوش مصنوعی: دوستان نزدیک و رازدار تو در جمعی مخفی و ویژه، آرزو دارند که از رازهای نهفته در کلام تو بشنوند.
دلِ غارتشده در محضرِ عدلیهٔ عشقمتظلم شد و چشمان تو حاشا دارند
هوش مصنوعی: دلِ آسیبدیده در برابر عدالت عشق شکایت کرد و چشمان تو به راحتی این موضوع را انکار کردند.
سخنِ تازه عجب نیست ز طبعِ تو «بهار»که همه مشرقیان منطقِ گویا دارند
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد که سخن نو و تازهای از تو، «بهار»، به گوش میرسد؛ زیرا همه شرقیها توانایی بیان روشن و قابل فهمی دارند.