شمارهٔ ۱۹ - به یاد آذربایجان
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر، با تصویری از آذربایجان و گذشته افتخارآمیز آن، به توصیف زیباییها و فرهنگ غنی این سرزمین میپردازد. او از صبا (نسیم) میخواهد که به آذربایجان برود و یاد عزیزان و جانباختگان را گرامی بدارد. شاعر به از دست رفتن عظمت و افتخار آذربایجان و به زنجیر کشیده شدن آن توسط یاغیان اشاره میکند و از خیانت و نابودی فرهنگ و دانش در این دیار گله میکند. در نهایت، او به وزیران و مقامات میگوید که باید به وضعیت کشور توجه کنند و از آنچه بر سر آذربایجان آمده است، آگاه شوند. شاعر با اندوه از حال و روز زمین و مردم این سرزمین مینالد و از عدم توجه به تاریخ و فرهنگ غنی ایران انتقاد میکند.
صبا شبگیرکن از خاورستانبه آذربایجان شو، بامدادان
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی، از شرق به آذربایجان برو و صبح زود به این منطقه برس.
گذر کن از بر کوه سهندشعبیرآمیز کن پست و بلندش
هوش مصنوعی: عبور کن از کنار کوه سهند و عطر خوشی را بر ارتفاعات و پست و بلندیهای آن پخش کن.
بچم بر ساحل سرخاب رودشبده از چشم مشتاقان درودش
هوش مصنوعی: بچهام را بر کنار رود سرخاب بگذار و از چشمان منتظران برایش سلام بفرست.
غبار وادیش را تاج سر کنسرابش را ز آب دیده تر کن
هوش مصنوعی: غبار و نشانههای دلشورهاش را با زیبایی و احترام در سرش بگذار و خیالش را با اشکهایم مرطوب کن.
به هر سنگی که نقش عشق دیدیز هر خاکی که بوی خون شنیدی
هوش مصنوعی: در هر سنگی که اثر عشق را مشاهده کردی و در هر خاکی که بوی خون را حس کردی، متوجه شو که داستانی پنهان وجود دارد.
به زاری گریه کن بر آن سیهسنگبه جای ما ببوس آن خاک گلرنگ
هوش مصنوعی: به دلسوزی و اندوه گریه کن برای آن سنگ تاریک، و به جای ما آن خاک گلرنگ را ببوس.
سوی آذرگشسب آنگه گذر کندر آن آتشکده خاکی به سر کن
هوش مصنوعی: به سمت آذرگشسب برو و در آن آتشکدهای که خاکی است، اقامت کن و زمان بگذران.
چو دیدی اندر آن ایوان مطموسروان کیقباد و جان کاوس
هوش مصنوعی: وقتی در آن ایوان خالی کیقباد و جان کاوس را دیدی، متوجه خواهی شد که آنها نیز روزگاری در اوج بودند.
بگو ای شهریاران جوانبختسزای افسر و شایستهٔ تخت
هوش مصنوعی: ای شهریاران خوشبخت، بگویید که شایستهٔ تاج و تخت هستید.
نه این اقلیم آذربایجان بود؟!که فرخ نام آن «شاه آستان» بود!!
هوش مصنوعی: آیا این سرزمین آذربایجان نبود؟ که نام نیک آن "شاه آستان" بود؟
شهنشاهان اکباتان و استخرهمیجستند ازین در، عزت و فخر
هوش مصنوعی: سلطانان اکباتان و استخر همواره از این در به دنبال عزت و افتخار بودند.
بهسالی یک کرت بیرون شدندینیایش را به این خاک آمدندی
هوش مصنوعی: در سالی، یک بار نیایشگران از آسمان فرود میآیند و به این زمین میآیند.
به عهد کورش اینجا جیشگه بودقراولگاه و اردوگاه شه بود
هوش مصنوعی: در زمان کوروش، این مکان محل استراحت و نگهبانی لشکر و سپاه بود.
کنون از بازی شاه و وزیرشبه چنگ یاغیان بینم اسیرش
هوش مصنوعی: اکنون از بازی شاه و وزیرش، به دست یاغیان مشاهده میکنم که او اسیر شده است.
فرو پیچیده دست زورمندشبه خاک افتاده بالای بلندش
هوش مصنوعی: دست قوی او به زمین کشیده شده و بالای بلندش روی زمین افتاده است.
زده دست خیانت بر زمینشبه خون آغشته جسم نازنینش
هوش مصنوعی: دست خیانت بر زمین او افتاده و بدن نازنینش به خون آغشته شده است.
شده دانشورانش زینت دارپلنگانش زبون گرگ و کفتار
هوش مصنوعی: دانشوران او به مانند زینت پلنگان شدهاند و زبان گرگ و کفتار را به کار میبرند.
به یکره کنده شد چنگال تیزشسترون گشت خاک مردخیزش
هوش مصنوعی: چنگال تیز او به یکباره قطع شد و زمین پرثمر او بیثمر شد.
به جز خون جوانان رشیدشنروید لاله از خاک امیدش
هوش مصنوعی: لالههای سرخ باغ امید او تنها با خون جوانان دلیرش رشد میکنند و بدون فداکاری آنها، این امید به بار نمینشیند.
به جز خونابهٔ قلب حزینشنبینی نقش غیرت بر زمینش
هوش مصنوعی: جز آثار غم و اندوه دلش، هیچ نشانهای از غیرت و شجاعتش بر زمین نمیبینی.
غرابی رفته در باغی نشستهبهجای بلبلی، زاغی نشسته
هوش مصنوعی: یک کلاغ در باغی نشسته و به جای بلبل، که معمولاً صدای خوشی دارد، خود را جای او جا زده است.
چو شیرانرا فرامش گشت شیریکند روباه حیلت گر دلیری
هوش مصنوعی: وقتی شیران قدرت و شجاعت خود را فراموش کنند، روباه به کمک حیله و نیرنگ خود، به جرات و دلیری میپردازد.
صمد خان باکدامین چشم بیندکه جای شاه کیخسرو نشیند
هوش مصنوعی: صمد خان با کدام چشم میبیند که شاه کیخسرو در کجا مینشیند؟
بدرّد کوه اگر جای پلنگیبه سنگی برجهد روباه لنگی
هوش مصنوعی: اگر کوهی آسیب ببیند، هیچ نشانی از پلنگی که بر روی سنگ بپرد وجود ندارد، اما روباهی که لنگ است به خاطر این آسیب نتواند به راحتی حرکت کند.
بسوزد باغ اگر جای تذروینشیند خربطی برشاخ سروی
هوش مصنوعی: اگر در باغی که درخت سرو دارد، میوهای ناپسند و بیارزش مانند خربزهای ناسالم و نامناسب قرار بگیرد، بهتر است که آن باغ بسوزد.
صبا زانجا به سوی ری گذر کنوزیران را ز کار خود خبر کن
هوش مصنوعی: باد به آنجا برو و به وزیران خبر بده که از کار خود آگاه شوند.
بگو شادان، دل غمناکتان باددوصد رحمت بهجانپاکتان باد
هوش مصنوعی: بگویید خوشحال باشید، امیدوارم دلهای غمگینتان خوش شود و به جان پاکتان دو صد رحمت نازل گردد.
بیاکندید چشم مرد و زن رافرو بستید بار خویشتن را
هوش مصنوعی: بیا و نگاه مرد و زن را بگیر و بار خود را بر دوش بگذارید.
زکفدادید ملکی را که خورشیدبه ایران دیده بود از عهد جمشید
هوش مصنوعی: شما ملتی را از دست دادید که خورشید در ایران آن را از زمان جمشید دیده بود.
اگر ایران شود باغ جنانینبیند همچو آذربایجانی
هوش مصنوعی: اگر ایران به بهشتی تبدیل شود، هیچ منطقهای مانند آذربایجان نخواهد بود.
شما این ملک را معیوب کردیدخداتان اجر بخشد خوب کردید!
هوش مصنوعی: شما این سرزمین را خراب کردید و امیدوارم که خداوند پاداش خوبی به شما بدهد.