شمارهٔ ۳۳ - زن قاضی ری
هوش مصنوعی: این شعر به نقد وضعیت اجتماعی و فرهنگی جامعه پرداخته و به طعنه و کنایه به بیمسئولیتی نسل جوان و فساد در جامعه اشاره میکند. در داستان، پسرکی به مادرش گوش نمیدهد و به عیش و خوشی میپردازد، در حالی که او باید برای آیندهاش تلاش کند. مادرش به او پند و نصیحت میکند، اما او توجهی نمیکند و در نهایت به دام مشکلاتی میافتد که ناشی از غفلت و بیتعهدیاش است. در ادامه، شوهر و زن درگیر خیانت و فریبکاری یکدیگر میشوند که نشاندهندهی روابط ناپایدار و ناپسند در جامعه است. شاعر با زبانی طنزآلود فساد، ریاکاری و بیعدالتی اجتماعی را به تصویر میکشد و در نهایت به ناامیدی از رفتارهای نادرست نسلها میپردازد.
با پسرگفت زن قاضی ریکای پسر، اینهمه غفلت تا کی
هوش مصنوعی: زن قاضی ری به پسرش میگوید: این همه بیتوجهی و غفلت تا کی ادامه خواهد داشت؟
گفتمت رنج بری گنج برینیم اگر سعی کنی پنج بری
هوش مصنوعی: گفتم اگر سختیها و زحمتها را تحمل کنی، به دست میآوری. اگر تلاش کنی، نتیجهاش بیشتر از آن چیزی خواهد بود که فکر میکنی.
گر به نفع دگران کار کنیخویش را زبدهٔ اخیار کنی
هوش مصنوعی: اگر به نفع دیگران کار کنی، خودت را در میان بهترینها قرار میدهی.
ورکنی سود خوداز رنج طلبشهره گردی به یکی گنج طلب
هوش مصنوعی: اگر از زحمت و تلاش خود بهرهمند شوی و دنبال گنج و ثروت باشی، نامت به خوبی در دلها خواهد ماند و معروف خواهی شد.
گرچه این شق دوم عیاریستبهتر از تنبلی و بیعاری است
هوش مصنوعی: اگرچه این گزینه دوم نشانههایی از بهتر بودن دارد، اما همچنان از تنبلی و بیتعهدی بهتر است.
تو نه خیر دگران پیشه کنینه پی خیر خود اندیشه کنی
هوش مصنوعی: تو نه به فکر خیر دیگران هستی و نه برای خودت دغدغهای داری.
تو نه عیاری و نز اخیاریآدمی بیهنر و بیعاری
هوش مصنوعی: تو نه انسانی با شجاعت و فداکاری، بلکه فقط شخصی بیهنر و بدون ویژگیهای برجستهای.
مدرسه رفتن تو وسوسه بودعیب کار تو ازبن مدرسه بود
هوش مصنوعی: به رفتن به مدرسه بهعنوان یک وسوسه نگاه کردهای و در واقع مشکل اصلی تو از همان ابتدا و از خود مدرسه آغاز شده است.
ننمودی ز مدیر اصلا ترسمتصل تخمه شکستی سر درس
هوش مصنوعی: تو هیچ ترسی از مدیر نداری و درسی را که باید بیاموزی، به راحتی فراموش کردی.
حالیا بیهنری حاصل تستگر سوادیاست فقط در دل تست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اکنون بیهنری و ناتوانی تو نتیجه حاکمیت بر دلت است؛ اگر دانش و آگاهی هم داشته باشی، فقط در قلبت وجود دارد و بهطور عملی نمیتواند نمایان شود.
بیوجود و کچلک باز شدیدر فن مسخره ممتاز شدی
هوش مصنوعی: بدون داشتن ویژگیهای حقیقی و نقصهایی، به گونهای دیگر در فن سخنوری و شوخی شناخته شدی و به شکلی برجسته درآمدی.
تو مپندار که دایم مادرهست پیش تو و زنده است پدر
هوش مصنوعی: هرگز تصور نکن که همیشه مادر در کنار توست و پدرت زنده است.
از برای پدرت پای نمانددر ادارات دگر جای نماند
هوش مصنوعی: به خاطر پدرت، دیگر هیچ جایگاهی در ادارات باقی نمانده است.
دستگیری نکند نیز کسیبه فقیران ندهد چیزکسی
هوش مصنوعی: اگر کسی به فقیران کمکی نکند، بهتر است که به آنها چیزی هم ندهد.
از قضاگنده خری آنجا بودچشم فرزند سوی بابا بود
هوش مصنوعی: در یک تصادف، آن خر در آنجا بود و چشم فرزند به سوی پدرش بود.
دوخته آن پسرک چشم به خرچشم پوشیده ز پند مادر
هوش مصنوعی: پسرک به خر چشم دوخته و به نصیحت مادرش توجهی نمیکند.
گفت با مام، درین لحظه ی چندکه تو بر بنده همی دادی پند
هوش مصنوعی: گفت با مادرم، در این لحظه کوتاه که تو به من نصیحت میکردی.
گرچه دایم به تو میدادم گوشبرشمردم ز سر دقت و هوش
هوش مصنوعی: هرچند همیشه به تو گوش میدادم و به سخنانت توجه میکردم، اما با دقت و تفکر، آنها را به حساب آوردم.
شصتودوسگمگسازخایهٔخرپر زد و تاخت به آنجای دگر
هوش مصنوعی: شصت و دو مگس از زیر شکم خر پرواز کردند و به سمت دیگری رفتند.
من شمردم همه را زود به زودشصت،یا شصتودو، یا شصت و سه بود
هوش مصنوعی: من هر بار به سرعت همه را شمردم و تعداد آنها شصت، یا شاید شصت و دو، یا شصت و سه بود.
تا نگویی تو که حیوانم منخرف و ابله و نادانم من
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو نگویی من مثل یک حیوان هستم و نادان و احمق به نظر میرسم.
مادرش کوفت دو دستی بهسرشفحش باربد به جد و پدرش
هوش مصنوعی: مادرش به شدت بر سرش ضربه زد و به او دشنام داد و به خانوادهاش نیز توهین کرد.
گفت الحق که پسر زادم مننه پسر، کرهٔ خر زادم من
هوش مصنوعی: او به حق میگوید که فرزند من نفرزند واقعی است، بلکه مانند کرهای از خر به دنیا آمده است.
تف بر آن نطفهٔ ناپاک تو باداف بر آن روح خطرناک تو باد
هوش مصنوعی: نفس کثیف و روح خطرناک تو هستند که قابل احترام نیستند و بر آنها افسوس میخورم.
مردهشو این شکمم را ببردسگ هار این رحمم را بدرد
هوش مصنوعی: بگذارید که مردهشور بدنم را ببرد و سگ وحشی این رحمم را پاره کند.
که به مانند توگه لوله بزادنانجیب و خر و سگتوله بزاد
هوش مصنوعی: به مانند تو، افرادی بیارزش و بیتمکین همچون خر و سگ به دنیا میآیند.
شد در آنوحشت مادر فرزندهایهویی ز سر کوچه بلند
هوش مصنوعی: در آن ترس و وحشت، مادر فرزندش را با صدای بلندی از انتهای کوچه صدا میزند.
تپتپ پای جوانان برخاستزِر زِر سوت عوانان برخاست
هوش مصنوعی: پای جوانان به خاطر صدای سوت عوانان به حرکت درآمد و به جنب و جوش افتاد.
پسرک چشم نمالیده تمامبود مادر به تماشا، لب بام
هوش مصنوعی: پسرک که هنوز خواب از چشمانش نرفته بود، تمام توجه مادر به تماشای او بود که در لب بام ایستاده بود.
تا برد لذتی از منظر چشمبههوا رفت در آن آتش خشم
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که شخص از دیدن منظرهای زیبا لذت زیادی برده و این لذت باعث شده است که در آتش خشم خود غرق شود و به سمت آسمان پرواز کند. به عبارتی دیگر، زیبایی چشمنواز باعث میشود که او لحظاتی از خشم و ناراحتی خود دور شود و به احساسات مثبت و دلپذیری که در آن لحظه دارد، بپردازد.
خر و فرزند و نصیحت بگذاشتبر لب بام شد و چشم گماشت
هوش مصنوعی: خر و پسر را به کناری گذاشت و بر روی سقف رفت و به نظاره نشسته است.
از قضا بود در آن کو پسریپسری شیوه زنی عشوه گری
هوش مصنوعی: در آن منطقه ناگهان پسری بود که به طرز خاصی زیبایی و جذابیت خود را به نمایش میگذاشت و توجه دیگران را جلب میکرد.
نانجیبی ز حقیقت عاریلایق منصبی سردم داری
هوش مصنوعی: شخص نالایقی که از حقیقت دور است، شایستگی رهبری و منصبهای مهم را ندارد.
لیک درکشتن عشاق دلیرمژه چون تیر و نگه چون شمشیر
هوش مصنوعی: اما در کشتن عاشقان، مژگان مانند تیر و نگاه مانند شمشیر است.
سر و زلفی به سیاهی شب قدربر و رویی به سفیدی مه بدر
هوش مصنوعی: مو و زلفی به رنگ تیرهی شب قدر و چهرهای به روشنی ماه کامل.
می گدازید به یک چشم زدنتا درون دل و اعماق بدن
هوش مصنوعی: در یک لحظه و با یک نگاه، به این سرعت به عمق دل و وجود انسان نفوذ میکند.
دید زن شوهر خود را درکویشده با آن پسرک روی به روی
هوش مصنوعی: زنی شوهرش را در کوچه دید که با یک پسر جوان روی به روی هم ایستادهاند.
از خجالت به زحیر افتادهغلطی کرده و گیر افتاده
هوش مصنوعی: شخصی به خاطر شرمندگی و احساس ناامیدی در وضعیتی سخت و مشکل قرار گرفته و دچار اشتباه شده است.
پسرک فحش کشیدست بر اووسط کوچه پریدست بر او
هوش مصنوعی: پسرک وسط کوچه به خاطر عصبانی شدن به او توهین کرده و به سمتش پرید.
خانم از حرص فرو تاخت ز بامجست در کوچه زبان پر دشنام
هوش مصنوعی: خانم به خاطر حرص و طمع خود، از روی بام به سمت پایین پریده و در کوچه به زبان بد و ناسزا میزند.
گفت با شوی که ای قاضی ریآخر این شعبدهبازی تا کی
هوش مصنوعی: او به همسرش میگوید: ای قاضی ری، این نمایش بیپایان چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
گاه زن، گاه بچه، شرمت کواز زن و از بچه آزرمت کو
هوش مصنوعی: گاهی باید به زن و بچهات توجه کنی، شرمات کجا رفته و به آنها اهمیت بده.
سر پیری بچهبازیت چه بوداینقدر رودهدرازیت چه بود
هوش مصنوعی: در دوران پیری، چه نیازی به این همه حاشیهروبی و افاضات بیهوده داری؟
تو چه می گفتی با این پسرهبا چنین بی سر و پای نکره
هوش مصنوعی: تو چه حرفهایی با این پسر میزدی که این قدر بیپناه و بیرمق است؟
شوی خندید و چنین گفت به ویخانم این چس نفسیها تاکی
هوش مصنوعی: او خندید و به خانم گفت: تا کی میخواهی این حرفهای بیخود را بزنی؟
دق کنی گر بچه بازی بکنم؟پس بفرما به چه بازی بکنم
هوش مصنوعی: اگر تو به خاطر این که من اهل بازیهای کودکانه هستم، دق کنی، پس به من بگو چه نوع بازیای باید انجام دهم؟
گفت و با خنده به منزل درشدزن هم اندر عقب شوهر شد
هوش مصنوعی: زن با خنده به خانه رفت و شوهرش هم در پی او وارد شد.
هر دو را در نظر آمد ناگاهطرفه چیزی که نعوذاً بالله
هوش مصنوعی: ناگهان هر دوی آنها چیزی را دیدند که به شدت غیرقابل تصور و حیرتآور بود.
هر دو دیدند در آن گوشه پسرجسته مردانه به پشت خر نر
هوش مصنوعی: هر دو آنجا مردی را دیدند که به شکلی جوانمردانه بر روی خر نر نشسته بود.
خانه از غیر چو خالی دیدهفرصتی جسته خری گاییده
هوش مصنوعی: خانه وقتی که از دیگران خالی باشد، فرصتی برای گوسفند پیدا شده است که در آنجا بچرد.
مادر از آن حرکت رفت ز هوششوی بگرفت ورا در آغوش
هوش مصنوعی: مادر از شدت احساس و ناراحتی بیخبر شد و برای آرام کردن خود، فرزندش را در آغوش گرفت.
موقع آشتیئی پیدا شددر میان واسطهای برپا شد
هوش مصنوعی: زمانی فرصتی برای آشتی فراهم شد و در این میان یک واسطهگری انجام گرفت.
گشت یک مرتبه دلسوز زنشبوسهها زد به پک و پوز زنش
هوش مصنوعی: یکبار دیگر، دلش برای همسرش سوخت و شروع به بوسیدن او از سر و صورتش کرد.
گفت کمتر صنما ولوله کنجان من جوش مزن، حوصله کن
هوش مصنوعی: او به معشوقش میگوید که کمتر جلب توجه کن و برای من آرامش بیشتری ایجاد کن و بیدلیل نگران نباش.
پسری را که تو باشی مادرگاه بر بام زنی گاه بدر
هوش مصنوعی: پسرکی که تو هستی، مادرش گاهی بر بام میرود و گاهی به زیر.
پدرش مشغله سازی چون منشصت ساله بچهبازی چون من
هوش مصنوعی: پدرش هم مثل من درگیر مشغلهها و مسئولیتهاست، همچنان که من در سن شصت سالگی هنوز سرگرم بازیهای کودکانهام.
کشوری خالی از انواع علوممردمی عاری از انصاف و رسوم
هوش مصنوعی: کشوری که در آن هیچگونه علمی وجود ندارد و مردمش از انصاف و آداب و رسوم خالی هستند.
دولتی منقلب و بیپر و پاعلمایی خرف و بیسر و پا
هوش مصنوعی: حکومتی دچار آشفتگی و بیثباتی است، و عالمانی که بیفکر و ناتوان به نظر میرسند.
ناظم مدرسهها، لوطیهادرسها ثانی چل طوطیها
هوش مصنوعی: مدیران مدارس، مانند افراد با تجربه و حیلهگر، در واقع آموختهها و دانشها را به شیوهای سرگرمکننده و جالب به دیگران منتقل میکنند.
وزرایی همگی عشوه پَرستوکلایی همگی رشوه پَرست
هوش مصنوعی: وزرا از زیبایی و فریبندگی خوششان میآید و وکلا هم به گرفتن رشوه تمایل دارند.
این چنین بار نیاید چه کند؟!خر همسایه نگاید چه کند؟!
هوش مصنوعی: این وضعیت نادانسته به وجود آمده و هیچکاری نمیتواند کرد. حتی اگر همسایه مشکلی داشته باشد، باز هم نمیتوان کاری انجام داد.