شمارهٔ ۷۹ - آشتی و جنگ
هوش مصنوعی: در این شعر، فردی دوستی را به شدت آزرده است و بعد از آن او را به قاضی میبرد. پس از تحمل رنج و بدنامی درگیر با مسائل، ظاهراً دوستی دوباره شکل میگیرد. در این حین، یکی از افراد از او میپرسد که چه بر سر دوستیاش آمده و چرا از آشتی دست کشیده است. شخص پاسخ میدهد که آشتی وجود ندارد و در واقع تنها میانجیگری برای جنگی دیگر در حال وقوع است.
یکی دوستی را بیازرد سختپسآنگهسویقاضیشبردسخت
هوش مصنوعی: کسی دوستی را آزار داد، سپس به شدت به سراغ قاضیاش رفت.
پس از رنج و بدنامی وگیرودارچو روز نخستین بدوگشت یار
هوش مصنوعی: پس از تحمل سختیها و افتراها و درگیریها، همچون روز اول، دوستان دوباره به او روی میآورند.
یکی گفتش ای مرد کارت چه بوددرتن دوستی گیرو دارت چه بود
هوش مصنوعی: یک نفر از او پرسید: ای مرد، کارت چیست و در زندگیات چه میکنی؟ چرا این قدر به دوستی و محبت توجه داری؟
چرا ز آشتی دست برداشتیچو بایستیت باز کرد آشتی
هوش مصنوعی: چرا از صلح و آشتی فاصله گرفتی؟ وقتی که فرصتی برای آشتی دوباره فراهم شد.
بخندید و گفت آشتی نیست اینکه جنگ دگر را میانجیست این
هوش مصنوعی: او با خنده گفت که این نشان از صلح نیست، بلکه کسی که میانجیگری میکند برای جنگی دیگر است.