شمارهٔ ۲۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دوری دوست ناله میکند و میگوید که به خاطر این درد فراق نتوانسته خوابش ببرد. او نه به شمع و کتاب که نشانههای آرامش هستند، توجهی ندارد و از شدت حسرت، چشمانش پر از اشک است. بنابراین، بیدار نشسته تا مبادا اشکها او را ببرند.
امشب ز فراق دوست خوابم نبردهم دل به سوی شمع و کتابم نبرد
هوش مصنوعی: امشب به خاطر دوری دوست نتوانستم بخوابم و حتی دلم هم به سمت شمع و کتاب نمیرود.
از بس که دو دیده آب حسرت باردبیدار نشستهام که آبم نبرد
هوش مصنوعی: به خاطر چشمان پر آب حسرت، مدام بیدار نشستهام تا مبادا آب از دست برود.