شمارهٔ ۴۷
هوش مصنوعی: در دی شب، من و پروانه صحبت میکردیم و گاهی هم از گل و شمع ناراحت میشدیم. اما صبح که شد، نه من باقی ماندم و نه پروانه، و گل هم ریزش کرد و همه ما رفتیم.
دیشب من و پروانه سخن میگفتیمگاه از گل و گه ز شمع، میآشفتیم
هوش مصنوعی: دیشب من و پروانه با هم صحبت میکردیم، گاهی درباره گلها و گاهی درباره شمع، احساساتمان را بیان میکردیم.
شد صبح نه پروانه به جا ماند و نه منگل نیز پر افشاند که ما هم رفتیم
هوش مصنوعی: صبح شده و نه پروانهای باقی مانده و نه من، گل هم دیگر شکوفهای نمیدهد، چون ما نیز رفتیم.