بخش ۲ - گفتار دوم در خلقت جهان
هوش مصنوعی: این شعر به بیان پیچیدگیهای وجود و حقیقت میپردازد. شاعر میگوید که بنا و ساختاری که مهندس به وجود آورده، از رمزها و رازهای فزونتری برخوردار است که فراتر از آنچه ما میدانیم، وجود دارد. او اشاره میکند که حقیقت و وجود اصلی، فراتر از از اندیشههای ماست و هرکس که به درک بیشتری از این وجود برسد، به جایگاه بالاتری دست مییابد.
شاعر بیان میکند که زندگی مانند نردبانی است که با سادگی و همت میتوان بالا رفت و هرکه بار سنگینی داشته باشد، راهش دشوار میشود. او به زیباییهای جهان اشاره میکند و میگوید که همه چیز بر اساس عدل و انصاف است و زشتیها و ظلمها جایی در آن ندارند.
در انتها، شاعر نتیجه میگیرد که اگر انسانها از کینه و حسادت رها شوند، زندگی بهتری خواهند داشت و غم و اندوهی در طول تاریخ موجود نخواهد بود. بنابراین، زندگی را باید با علم و دانش درک کرد و از آزمونهای غلط پرهیز کرد.
آن مهندس که این بنا پرداختکس نداند که از برای چه ساخت
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند این سازندهی بنا این ساختمان را برای چه هدفی ساخته است.
دانم این مختصر که در این کاررمزهایی بود فزون ز شمار
هوش مصنوعی: میدانم که در این موضوع، اسراری وجود دارد که بسیار زیادتر از آنچه به نظر میرسد، هستند.
منظری هست فوق این منظرفوق او نیز منظری دیگر
هوش مصنوعی: در بالای این چشمانداز، چشمانداز دیگری وجود دارد و فراتر از آن نیز منظرهای دیگر دیده میشود.
فوق و تحتی گمان مبر کاینجاستفوقوتحتاصطلاحماوشماست
هوش مصنوعی: نباید فرض کنی که در اینجا معنای بالا و پایین مشخص است، زیرا اینجا معنا و مفهوم ما و شما متفاوت است.
اصلهستی و فرع هستی، اوستآنوجودی که میپرستی، اوست
هوش مصنوعی: هستی اصلی و فرعی دارد، و او همان وجودی است که تو به آن ایمان داری و میپرستی.
قوهای هست فوق جمله قویمنقسم در تمامت اشیا
هوش مصنوعی: نیرویی وجود دارد که از تمام نیروها قویتر است و در تمام اشیاء تقسیم شده است.
قوهٔ کائنات ازو باشدکائنی نیست کان جز او باشد
هوش مصنوعی: تمام نیروها و قدرتهای هستی از او نشأت میگیرند و هیچ موجودی وجود ندارد که جز او باشد.
هرکه زان قوه بیش همره داشتسر عزت بر آسمان افراشت
هوش مصنوعی: هر کسی که از آن نیرو و توانایی بیشتری برخوردار بود، سر بلندی و عزت را به آسمان رساند.
اندربن قوه رشتههاست بسیسر هر رشتهای به دست کسی
هوش مصنوعی: در عمق وجود، نیروی بسیاری از رشتهها نهفته است و هر رشتهای به دست یک فرد خاص وصل است.
هرکه سررشته بیشتر داردبیشتر زین جهان خبر دارد
هوش مصنوعی: کسی که در یک موضوع به دانش و تجربه بیشتری دست یافته باشد، اطلاعات بیشتری از دنیا و مسائل آن دارد.
هست این رشته نردبان وجودکه بدان می کند وجود، صعود
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که زندگی و وجود ما به نوعی مانند نردبانی است که با استفاده از آن میتوانیم به مراحل بالاتر و ارزشمندتری از وجود برسیم. این رشته که به آن اشاره شده، نمایانگر امکانات و فرصتهایی است که ما را به جلو میبرد و ما را قادر میسازد تا به دستاوردهای بزرگتری دست پیدا کنیم.
هرکه در این سفر سبکبار استراهش آسان و سهل و هموار است
هوش مصنوعی: هر کسی که در این سفر بدون بار و مسئولیت سنگینی باشد، مسیرش راحت و بیدردسر خواهد بود.
وان که سنگین دل است و سنگین بارندهندش به قرب حضرت، بار
هوش مصنوعی: کسی که دلش سنگین و بارش سنگین است، به او اجازه نمیدهند که به مقام والای نزدیکی برسد.
تا نشانی بود ز ما و منیشلنترانی است پاسخ ارنیش
هوش مصنوعی: تا زمانی که نشانی از ما و وجود تو نیست، انتظار دیدن تو بیفایده است.
پایبند نیاز دارندشهم در این قلعه بازدارندش
هوش مصنوعی: او به خاطر نیازهایش در این قلعه نگهداشته میشود و هیچکس نمیتواند او را رها کند.
گاه گل گشته، گه سبو گرددتا سزاوار بزم او گردد
هوش مصنوعی: گاهی وقتها انسان به شکل گل در میآید و گاهی به شکل سبو، تا لایق حضور در میهمانی او شود.
این جهان همچو نقش پرگارستهمه چیزش ز عدل هموار است
هوش مصنوعی: این دنیا مانند نقشی است که با پرگار کشیده شده و همه چیز در آن بر اساس عدالت و انصاف منظم و صاف است.
کجی و ظلم را در آن ره نیستبد و خوب و دراز و کوته نیست
هوش مصنوعی: در آن راه، نه ظلمی وجود دارد و نه انحرافی؛ تازه و کوتاه بودن یا بلند بودن هیچکدام اهمیتی ندارد.
همه چیزش ز روی عدل نکوستهرکسی آن کند که درخور اوست
هوش مصنوعی: همه چیز او بر اساس انصاف و خوبی است. هر آدمی آنچه انجام میدهد، متناسب با لیاقت و شایستگیاش است.
میرود خلق سوی زیباییزاد ره، همت و شکیبایی
هوش مصنوعی: مردم به سمت زیبایی حرکت میکنند و برای این کار نیاز به تلاش و صبر دارند.
آن که را همت و شکیب کم استبه گمانش که ره سوی عدم است
هوش مصنوعی: کسی که اراده و صبرش کم است، به اشتباه فکر میکند که مسیرش به سوی نیستی و عدم است.
هرکه را نیست ذوق و طاقت و هوشنیمهره می کشد ز درد خروش
هوش مصنوعی: هرکس که نبوغ، صبر و هوش لازم را نداشته باشد، در مسیر زندگی از شدت درد و رنج، ناله و فریاد میزند.
دوست دارد قبای رنگینترمیکند بار خویش سنگینتر
هوش مصنوعی: دوست با شوق و ذوق، لباس زیبا و چندرنگی به خود میپوشد، اما این کار باعث میشود که بار و مسئولیتش سنگینتر شود.
بار سنگین و تن ز رخت، گرانمانده واپس ز خیل همسفران
هوش مصنوعی: بار سنگین و تن سبکتر از آن است که با دیگر همراهان حرکت کند، به همین خاطر نتوانستهام به جمع آنها بپیوندم و عقب ماندهام.
فتد از پای و ریش جنبانددهر را ناکس و دنی خواند
هوش مصنوعی: وقتی زمان به پا میافتد و دهر را به حرکت در میآورد، بیارزش و نالایق به شمار میآید.
هر چش افزون دهی فزون خواهدبیم و آزش مدام جان کاهد
هوش مصنوعی: هرچقدر به کسی چیزی بیشتر بدهی، او بیشتر نگران خواهد شد و همواره در خطر از دست دادن آن است که بر جانش فشار میآورد.
گر بپرسی از او که این همه چیزچکنی گرد؟ ای رفیق عزیز
هوش مصنوعی: اگر از او بپرسی که چرا این همه کار میکنی و زحمت میکشی، ای دوست گرامی.
دیگری را حدیث پیش آردکه ندارم هر آنچه او دارد
هوش مصنوعی: دیگری درباره خود میگوید و چیزهایی را مطرح میکند که من هیچکدام را ندارم.
ور از آن دیگران سؤال کنیدکاین همه از چه جمع مال کنید
هوش مصنوعی: اگر از دیگران بپرسید که این همه ثروت را برای چه میاندوزند، خواهید دید که پاسخهای جالبی خواهند داشت.
همه از این قیاس چانه زنندتیر را بر همان نشانه زنند
هوش مصنوعی: همه در تلاشند تا ویژگیهای خود را با یکدیگر مقایسه کنند و هر یک سعی میکند در زمینهای خاص، به هدف مورد نظرش دست یابد.
چهر زببای نو عروس جهانکشت از این ابلهان ز چشم نهان
هوش مصنوعی: زیبایی چهره عروس جدید جهان، از چشم این احمقها پنهان مانده و آنها را به زحمت انداخته است.
شد عروسی بدان دلآراییزشت در دیده تماشایی
هوش مصنوعی: عروسی با زیباییهای دلفریبش، در نگاه تماشاگران، به شکلی زشت و ناخوشایند به نظر میرسد.
ورنه گیتی بهشت را ماندخلد عنبر سرشت را ماند
هوش مصنوعی: اگر جایی غیر از این جهان بود، میتوانستیم بگوییم بهشت مانند سرزمین خوشبو و گلی است که خوشیها و زیباییهای آن بینظیر و دلانگیز است.
بلکه غیر از جهان بهشتی نیستهمه خوب است و هیچ زشتی نیست
هوش مصنوعی: به جز این دنیا، جایی بهشتی وجود ندارد; همه چیز در اینجا خوب است و هیچ چیز ناپسند نیست.
عیب از آنجاست کاوستاد نخستدرس بد داد و راه باطل جست
هوش مصنوعی: مشکل از جایی شروع میشود که کسی ابتدا به ما آموزش نادرست میدهد و به ما راه اشتباه را نشان میدهد.
علمها سر به سر کمال گرفتعلم باطل ره زوال گرفت
هوش مصنوعی: تمام علوم در نهایت به کمال و perfection میرسند، در حالی که علمهای نادرست و باطل به سوی زوال و نابودی پیش میروند.
به جز این علم اجتماع بشرکه ز باطل شده است باطلتر
هوش مصنوعی: جز علم اجتماع بشر که خود بر پایهی نادرستی بنا شده است، هیچ چیز دیگری به این اندازه باطل نیست.
توشهای کاندربن سرا باشدخود فزون ز احتیاج ما باشد
هوش مصنوعی: هر چیزی که در زندگی به دست میآوریم، باید فراتر از نیازهای خودمان باشد و به همان اندازه که به آن احتیاج داریم، بیشتر از آن نیز در اختیارمان باشد.
جای آرام و آب و نور و هواهست کافی به رفع حاجت ما
هوش مصنوعی: جای مناسبی برای استراحت و تأمین نیازهای ما وجود دارد که تمامی عوامل طبیعی مانند آب و نور و هوا در آن فراهم است.
لطف و مهر طبیعت اندر دهرسوی ما بیشتر که شدت و قهر
هوش مصنوعی: مهربانی و زیباییهای طبیعت در این دنیا بهطور کلی بیشتر از سختیها و مشکلاتی است که با آنها مواجه میشویم.
صنعت و پیشه نیز بسیار استهرکه را در جهان یکی کار است
هوش مصنوعی: در این دنیا شغلها و حرفههای زیادی وجود دارد و هر کس میتواند یکی از آنها را انتخاب کرده و به آن مشغول شود.
اگر این کین و آز را ابلیسنفکندی به مغزهای خسیس
هوش مصنوعی: اگر حسد و دشمنی را شیطان از دلهای آدمهای حقیر دور میکرد، بسیاری از مشکلات حل میشد.
غم نبودی به روزگار درازنه حسود ونه مفسد و غماز
هوش مصنوعی: در این دنیا نه غم و اندوهی وجود داشت و نه کسی که حسادت کند یا فساد به وجود آورد و نه کسی که غیبت کند.
غم نبودی و چون نبودی غمزیستی دیر زادهٔ آدم
هوش مصنوعی: اگر غم وجود نداشت، زندگی آدمی هم دشوار و طولانی نمینمود. غم، بخشی از تجربه انسانی است که باعث میشود زندگی عمق و معنی پیدا کند.