بخش ۲۳ - در وظیفهشناسی
هوش مصنوعی: در این متن به اهمیت آموزش و یادگیری وظیفهمندانه پرداخته شده است. نویسنده به روش سنتی آموزش اشاره میکند که استاد یک درس (ورستاد) را به شاگرد میدهد و از او میخواهد که آن را بخواند و آماده کند. اگر شاگرد سهلانگاری کند، با تنبیه مواجه میشود و به سخره گرفته میشود. مفهوم وظیفه (عرب) به عنوان مسئولیت و کار مهم معرفی میشود و تأکید میشود که کارها و وظایف، رغم دشواریشان، سهم بزرگی در ساختن شخصیت انسان و نقش او در جامعه دارند.
نویسنده هشدار میدهد که عدم شناخت وظایف و بیتوجهی به آنها میتواند به عواقب جدی منجر شود، از جمله تبدیل شدن به یک فرد غیرمؤثر و بیمسئول. همچنین تأکید میکند که آموختن و عمل به وظایف، انسان را از دردسرهایی چون جهل و نادانی دور میکند و به او جایگاه و احترام میدهد. اگر کسی وظایفش را نادیده بگیرد، زندگیاش دچار مشکل خواهد شد و ممکن است در میان افراد بیارزش قرار گیرد. از نظر نویسنده، دانایی و آگاهی تنها راه نجات از مشکلات و حفظ شخصیت انسانی است.
رسم مکتب بود که استادتپیش بنهد یکی وٍرٍستادت
هوش مصنوعی: در آموزش و پرورش، معمول است که معلم پیشقدم شده و دانشآموزان را راهنمایی کند.
گوید این را بخوان و حاضر کنکزتو پرسم همی سخن به سخن
هوش مصنوعی: بخوان این را و آمادهاش کن، زیرا میخواهم از تو در مورد آن صحبت کنم.
گر نخوانی و سهلانگاریوان ورستاد یاوه پنداری
هوش مصنوعی: اگر به مطالعه و یادگیری اهمیت ندهی و آن را بیاهمیت فرض کنی، در واقع به اشتباه میروي.
گوشمالت دهند استادانخوارگردی به نزد همزادان
هوش مصنوعی: استادان به تو تذکر میدهند و تو را نصیحت میکنند تا در کنار همسالانت بهتر عمل کنی.
این ورستاد کودکان پند استبنگرد هرکه او خردمند است
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که Wisdom و آگاهی در زندگی به نوعی به کودکان منتقل میشود و هرکسی که عاقل و دانا باشد، باید به این نکته توجه کند. کودکانهگی میتواند در آموزهها و پندهایمان راهگشا باشد، پس خردمندان باید از آن الهام بگیرند.
این ورستاد را که داد استادنام آن را عرب وظیفه نهاد
هوش مصنوعی: این فرد را که استاد نامید، به او وظیفهای دادند که عربی است.
چون که گشتی کلان و مرد شدیسوی امید رهنورد شدی
هوش مصنوعی: زمانی که بزرگ و مرد شدی، به سوی امیدها و آرزوهایت گام برداشتی.
شود آن گه زمانه استادتپیش بنهد دگر ورستادت
هوش مصنوعی: در آن زمان که استاد تو دیگر نمیتواند، با کمال میل و احترام به او سلام میکنم.
گوید اینت وظیفهٔ کارستکارکن گرچه کار دشوار است
هوش مصنوعی: میگوید این کار وظیفه توست؛ باید تلاش کنی، حتی اگر کار دشواری باشد.
گر به مکتب وظیفه خواندستیوان ورستاد را نماندستی
هوش مصنوعی: اگر در مدرسه به وظیفهات عمل کرده بودی، دیگر نیازی به نگرانی و تب و تاب نداشتی.
این ورستاد مر تراست روانکار فرمودنش بسی آسان
هوش مصنوعی: این مسئلهای که پیش رو داری، برای تو بسیار ساده و قابل حل است.
با تو گیتی شریک کار شوددر ادای وظیفه یار شود
هوش مصنوعی: با تو دنیا در انجام وظایف همکار خواهد شد و به یاری خواهد آمد.
چون روان با شدت وظیفه خوبشکارهایت روان شود از پیش
هوش مصنوعی: وقتی که ذهن و روح تو با انرژی و قدرت خوبی کار کند، کارهایت به راحتی و بدون مشکل پیش میرود.
ژندهپوش کسی نخواهی شدبار دوش کسی نخواهی شد
هوش مصنوعی: تو هرگز به کسی که لباس کهنه به تن دارد، نخواهی پیوست و بار مسؤولیت کسی را به دوش نخواهی گرفت.
دانشی را که کردهای تحصیلپیش رویت کند گشاده سبیل
هوش مصنوعی: آن دانش و علمی که به دست آوردهای، راه و فرصتهایی را برایت مهیا میکند.
ور به مکتب وظیفه نشناسیاوستاد و خلیفه نشناسی
هوش مصنوعی: اگر در مدرسه به وظیفهات اهمیت ندهی و استاد و رهبر خود را نشناسی، در واقع نقصی بزرگ داری.
چون شود روزگار استادتخواند باید ز سر ورستادت
هوش مصنوعی: زمانی که روزگار دگرگون شود و استاد تو را بخواند، باید از نو و با تمام وجود به سمت او برگردی.
خواندنش گرچه هست بس مشگلداد باید به کار باری دل
هوش مصنوعی: گرچه خواندنش بسیار دشوار است، اما باید برای دل خود سختی را تحمل کرد و به سراغش رفت.
گرچه بینی عذاب و رنج بسیعاقبت میشوی تو نیز کسی
هوش مصنوعی: اگرچه در زندگی با مشکلات و رنجهای زیادی روبرو میشوی، ولی در نهایت به کسی با ارزش و مهم تبدیل خواهی شد.
جای گیری ز جرگهٔ نسناسدر صف مردم وظیفهشناس
هوش مصنوعی: نشستن و قرار گرفتن در کنار انسانهای بیتوجه و بیمسئولیت در میان افرادی که وظیفهشناس و متعهد هستند، کار شایستهای نیست.
وگر این بار هم شوی کاهلنیبشی جز منافق و جاهل
هوش مصنوعی: اگر این بار هم تنبلی کنی، چیزی جز ریاکار و نادان نخواهی شد.
کار دشخوار گرددت پس از آنوز تو دشخوار، کار اهل جهان
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که اگر تو در انجام کارها و وظایفت کمال دقت و تلاش را به خرج ندهی، نه تنها کار خودت سختتر میشود، بلکه بر سختی کار دیگران نیز میافزاید. به عبارت دیگر، ناتوانی یا بیتوجهی تو میتواند تأثیر منفی بر دیگران بگذارد و کار آنها را نیز دشوار سازد.
هر صباحی وظیفهایت نهندهر دمی درس تازهایت دهند
هوش مصنوعی: هر صبح به تو مسئولیتی میدهند و هر لحظه چیز جدیدی به تو میآموزند.
یاد نگرفته نکتهای زین یکمیدهد درس دیگریت فلک
هوش مصنوعی: فلک برایت درسهای دیگری میدهد، در حالی که هنوز چیزی از این یک نکته را یاد نگرفتهای.
نه ز استاد جسته تربیتینز پدر برگرفته تجربتی
هوش مصنوعی: نه از استاد آموزشی دریافت کردهام و نه از پدرم تجربهای گرفتهام.
نه وظیفه شناخته نه عملگول و نادان و مست و لایعقل
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نه فقط وظیفه را باید شناخت، بلکه باید از عملهای فریبنده و نادانی که ناشی از بیخود بودن و عدم عقلانیت است، دوری کرد. در واقع، آگاهی و درک صحیح از وظایف زندگی ضروری است و فرد باید هوشیار باشد تا تحت تأثیر رفتارهای نابخردانه قرار نگیرد.
افتی اندر شکنجههای زمانمرد بیدرد و درد بیدرمان
هوش مصنوعی: زمان با مصائبش فردی را به زحمت میاندازد که نه نسبت به دردها احساس دارد و نه میتواند دردی را درمان کند.
روزگارت چنان بمالد گوشکه زند مغز استخوانت جوش
هوش مصنوعی: زندگیت به قدری سخت و طاقتفرسا شود که به عمق وجودت آسیب بزند و حالت مانند کسی باشد که به شدت تحت فشار است.
شوی از کوب آسمان شیدادرد پیدا و زخم ناپیدا
هوش مصنوعی: از صدای کوبش آسمان، شیدا و عاشق میشود، دردی که آشکار است و زخمی که پنهان باقی میماند.
چون ندانی به زخمها مرهمخو ی گیری به دردها کم کم
هوش مصنوعی: اگر نتوانی به زخمها دارویی بگذاری، باید کمکم بپذیری که به دردها عادت کنی.
شو ی از دانش و شرف مفلسقسیالقلب و بی رگ و بیحس
هوش مصنوعی: انسانی که از علم و شخصیت فاقد است، بیاحساس و بیرحم خواهد بود.
حس چو از آستانه برخیزدشرم و درد از میانه برخیزد
هوش مصنوعی: وقتی احساس از مرز خود عبور کند، شرم و درد نیز از درون انسان خارج میشود.
درد چون رفت، شرم هم برودغیرت و خون گرم هم برود
هوش مصنوعی: وقتی که درد از بین برود، احساس شرم نیز از بین میرود و غیرت و احساسات شدید هم دیگر وجود نخواهد داشت.
شرم چون رفت، رفت عفت همتقو ی و مردی و فتوت هم
هوش مصنوعی: زمانی که شرم برود، عفت و تقوای انسان نیز از بین میرود و ویژگیهای مردانگی و جوانمردی نیز ناپدید میشود.
مرد بیشرم، بی عفاف شودحیله سازد، دروغباف شود
هوش مصنوعی: مردی که شرم و حیا ندارد، به ترفندها و دروغگویی روی میآورد.
دشمن جان بخردان گرددمایهٔ ننگ خاندان گردد
هوش مصنوعی: دشمنی که از روی عقل و درایت باشد، باعث خجالت و سرافکندگی خانواده میشود.
خیزد این خویهای نسناسیربشهاش از وظیفهنشناسی
هوش مصنوعی: این رفتارهای ناپسند از عدم مسئولیتپذیری و کمتوجهی به وظایف ناشی میشود و ریشه در سهلانگاری دارد.
لاابالی شود به نیک وبه بددر جهان هیچ ننگرد جز خود
هوش مصنوعی: انسان باید به خوبیها و بدیهای این دنیا بیتوجه باشد و فقط به خود و حالش توجه کند.
بخت از ملتی چو برگردددر وی این فرقه نامور گردد
هوش مصنوعی: زمانی که شانس و خوشبختی از قومی دور شود، آن قوم به شهرت و معروفیت میرسد.
شود از بخت بد درین صحنهمحتسب دزد و راهزن شحنه
هوش مصنوعی: در اینجا، به خاطر بدبختی و شرایط نامساعد، نگهبانان و مسئولان امر به جای حفاظت از امنیت، خود به دزدی و راهزنی مشغول شدهاند.
چون برافتاد رسم خیر و صلاحشود البته خون خلق مباح
هوش مصنوعی: وقتی که سنتهای نیک و درستی از بین برود، طبیعی است که جان مردم بیحفاظ و بیارزش شود.
زشتنامان چو نامدار شونداهل ناموس و نامخوار شوند
هوش مصنوعی: وقتی افراد ذو شهرت و بدنام به معروفیت برسند، کسانی که رعایت اصول اخلاقی را میکنند، به طور ناخواسته تحت تاثیر قرار میگیرند و ممکن است از اصول خود فاصله بگیرند.
لاجرم جای آبرومندانیا ته خانه است یا زندان
هوش مصنوعی: در نهایت، جای افرادی که آبرو دارند یا در پایینترین سطح زندگی قرار دارد یا در زندان است.
اهل تقوی اگر امیر شوندجانیان جمله دستگیر شوند
هوش مصنوعی: اگر افراد با تقوی و نیکوکار به مقام رهبری برسند، همه بدکاران و ستمکاران تحت کنترل و مجازات قرار میگیرند.
همچنین چون امیر شد جانیاهل تقوی شوند زندانی
هوش مصنوعی: هنگامی که امیر به مقام و قدرت میرسد، افرادی که دستی به تقوا و دیانت دارند، در حقیقت به نوعی در قید و بند قرار میگیرند و آزادی خود را از دست میدهند.
زان که یزدان در اولین ترکیبریخت طرح تناسب و ترتیب
هوش مصنوعی: از آنجا که خداوند از ابتدا طرحی دقیق و منظم برای جهان آفریده است.
متناسب گرفت کار جهانتا توان داشتن شمار جهان
هوش مصنوعی: کارهای دنیا به قدری با استعدادها و توانایی های افراد تناسب دارد که هر کسی به اندازه ظرفیت خود در آن سهم دارد و میتواند به شکلی در آن نقش ایفا کند.
کیست دانشپژوه صاحبجاهآن که باشد ز خویشتن آگاه
هوش مصنوعی: کیست آن دانشمندی که مقام و منزلت بالایی دارد و به درستی از خود و تواناییهایش آگاه است؟
هرکه بر نفس خویش چیر بودبه حقیقت که او دلیر بود
هوش مصنوعی: هر کسی که بر نفس و خواستههای خود تسلط داشته باشد واقعاً شجاع و دلیر است.
وان که او دیو آز کرد به بنداو بود بینیاز و دولتمند
هوش مصنوعی: آن کسی که با دیو آز مبارزه کرد، در واقع به بند آن دیو افتاده و دیگر نیازی ندارد و در نعمت و ثروت زندگی میکند.
آن کسی خوبش را بهنام کندکه به نفع بشر قیام کند
هوش مصنوعی: آنگونه که باید، مردم را درک کند و برای خدمت به آنها تلاش کند، شایستهی ستایش و نام بزرگ است.
هرکه پیرامن خطرگردددر جهان سخت مشتهر گردد
هوش مصنوعی: هر کسی که در دنیای پرخطر و چالشبرانگیز قرار گیرد، نام و شهرتش بیشتر میشود.
لیک هر شهرتی نکو نبودعرق ذلت آبرو نبود
هوش مصنوعی: اما هر نام و شهرتی خوب نیست، زیرا عرق ذلت و شکست باعث از بین رفتن آبرو میشود.
آن که افشاند بول در زمزمگشت نامی ولی نه چون خاتم
هوش مصنوعی: کسی که گوهری در چاه زمزم انداخت، مشهور شد، اما نه به اندازهی خاتم.
نیست شهرت دلیل دانایینه تنومندی از توانایی
هوش مصنوعی: محل و شهرت نمیتواند نشانهای بر دانش و فهم آدمی باشد، و همچنین قوی بودن تنها به معنا و نشانه قدرت نیست.
رادمرد حکیم نیکوکارجوید از مردم زمانه کنار
هوش مصنوعی: شخص فاضل و نیکوکار از مردم زمانه دوری میگزیند.
زان که یک همنشین باتقویبه ز سیصد مرید بیمعنی
هوش مصنوعی: وجود یک همنشین با تقوا و اخلاق بهتر از داشتن سیصد مرید بیمعنی و بیهدف است.
آن که گنجی در آستین داردکی سر برگ همنشین دارد
هوش مصنوعی: کسی که دارایی و ثروتی پنهان دارد، چرا باید به دنبال جلب نظر دیگران باشد و خود را به آنها وابسته کند؟
مرد عارف ز صیت بگریزدعاقل از ابلهان بپرهیزد
هوش مصنوعی: مرد عارف از شهرت و سر و صدا دوری میکند و فرد عاقل باید از انسانهای نادان دوری کند.
اکثر خلق گول و بیعقلنددشمن علم و عاشق نقلند
هوش مصنوعی: بیشتر مردم فریبخورده و نادان هستند، آنها با علم دشمنی دارند و فقط از شنیدن داستانها و روایات لذت میبرند.
آن که نقلش فتاد در افواهگرچه خضر است میشودگمراه
هوش مصنوعی: کسی که صحبتها و داستانهایش در دهان مردم افتاده، حتی اگر از افراد معصوم و با دانش باشد، میتواند به اشتباه راه را گم کند.
دوستداران و دشمنان جهولبه قبول و به رد او مشغول
هوش مصنوعی: محبوبان و حسودان به هر دلیلی مشغول قضاوت و بررسی او هستند.
نقلش اندر جهان سمر گرددپند و اندرز او هدر گردد
هوش مصنوعی: اگر سخنان او در جهان پخش شود، نصیحت و اندرز او بیفایده و بدون اثر خواهد بود.
زیرکان زیر زیر، کار کنندکاسبان کسب اشتهار کنند
هوش مصنوعی: زیرکان با ترفندها و تدبیرهای خود، به طور مخفیانه فعالیت میکنند و تاجران نیز با مهارتهای خود سعی دارند نام و شهرتی برای خود کسب کنند.
سخنی پخته و درست و تمامبهتر از صدهزار گفتهٔ خام
هوش مصنوعی: یک کلام درست و کامل ارزشش از هزاران حرف ناپخته و نادرست بیشتر است.
گر کسی جهلی از دلی روبدبه که صد شهر را برآشوبد
هوش مصنوعی: اگر کسی با نادانی از روی دل کاری کند، بهتر است که آن شخص به جای آشفتگی و ایجاد مشکل در صد شهر، فقط به خودش مختص شود.
گر کنی تربیت جوانی رابه که پر زر کنی جهانی را
هوش مصنوعی: اگر جوانی را به خوبی تربیت کنی، بهتر از این است که ثروتی را برای دنیا جمع کنی.
ور نهی پند نامهای محکمپس مرگ خود اندربن عالم
هوش مصنوعی: اگر نصیحتی قاطع نگویی، پس از خود در این دنیا خبری نخواهد ماند.
به که خلقان زتو برآشوبندبر سر و مغز یکدگرکوبند
هوش مصنوعی: بهتر است که مردم به خاطر تو دچار هیاهو و درگیری نشوند و به جان یکدیگر نیفتند.
آنیکی خواندت خدای بشروان دگر داندت بلای بشر
هوش مصنوعی: یکی تو را میخواند خداوند انسان و دیگری تو را بلای انسان میشناسد.
عارفی چینی از طریق فسوسگفته بود این سخن به کنفسیوس
هوش مصنوعی: یک عارف چینی از طریق فسوس (فلسفه و آموزههای چینی) چنین سخنی را به کنفسیوس نسبت داده است.
گفتههایش به نظم سنجیدمزان که عین حقیقتش دیدم
هوش مصنوعی: من سخنان او را با دقت و نظم بررسی کردم، چرا که حقیقت آنچه را میگفت، با چشمان خود مشاهده کرده بودم.