دوبیتی شمارهٔ ۳۶۳
هوش مصنوعی: شاعر از غم و درد جدایی سخن میگوید و میگوید که چشمانش دیگر روشنایی ندارد. او در غربت و درد گرفتار است و نه یاری دارد و نه کسی را میشناسد که به او دلگرمی دهد.
عزیزون از غم و درد جداییبه چشمونم نمانده روشنایی
هوش مصنوعی: عزیزان، به خاطر غم و درد جدایی، چشمانم دیگر روشنی و نور ندارند.
گرفتارم بهدام غربت و دردنه یار و همدمی نه آشنایی
هوش مصنوعی: در دل این غربت و غم دچار هستم و هیچ یار و رفیق یا کسی که به من آشنا باشد کنارم نیست.