شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود درباره عشق و درد جدایی میپردازد. او میگوید که در میان وصل، جز او هیچکسی به مرگ خود راضی نیست و در ادامه از حسادت یارانش در رابطه با صلح و جنگ سخن میگوید. شاعر اظهار میکند که حرفهایی که اگر بر زبان آورد، ممکن است باعث بدنامیاش شود و فقط قلمی که با آن صحبت کند، حقیقت را بیان میکند. او به نقد خود و دیگران میپردازد و میپرسد که قضاوتهای نادرست درباره خوبی و بدی افراد چه معنا دارد. در نهایت، او احساسات خود را به دوری و هجران از معشوق میپیوندد و به احساس حسادت دیگران نسبت به خود اشاره میکند.
در عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیستصد رشک تا سبب نیست با خود درین صدد کیست
هوش مصنوعی: در حالتی که انسان به معشوق خود وصل شده، جز من چه کسی حاضر است به خاطر عشقش بمیرد؟ و در این مسیر صدها حسرت وجود دارد که هیچکس نمیداند چه چیزی باعث آن شده است.
یاران مدد نمودند در صلح غیر با اواکنون کسی که در جنگ ما را کند مدد کیست
هوش مصنوعی: دوستان در صلح به ما کمک کردند، اما حالا که در جنگ نیاز به یاری داریم، چه کسی به ما کمک خواهد کرد؟
حرفی که گر بگویم گردد سیه زبانمجز خامه آن که با او گوید بشد و مد کیست
هوش مصنوعی: اگر من حرفی بزنم، زبانم سیاه خواهد شد و فقط قلمی که با آن صحبت کنم، باقی میماند. این مدعا چه کسی است؟
آن کس که کرده صد جا بدگوئی تو نیک استای بد ز نیک نشناس گر نیک اوست بد کیست
هوش مصنوعی: کسی که در صد جا از تو بدگویی کرده، در واقع خوب است. ای کسی که خوب را نمیشناسی، اگر او واقعاً خوب باشد، پس بد کیست؟
بر نقد عصمت خود بنگر خط خطا راآنگه ببین به نامت این سکه آن که زد کیست
هوش مصنوعی: به خودت خوب دقت کن و ببین که اشتباهاتت چیست. سپس نگاه کن که چه کسی این نام را بر تو گذاشته است.
جز من که غیرتم کرد راضی به دوری توآن کس که دور خواهد جان خود از جسد کیست
هوش مصنوعی: تنها من هستم که به خاطر غیرتم راضی به دوری تو شدهام. چه کسی دیگری میتواند جانش را از بدنش جدا کند و به این جدایی رضایت دهد؟
این وصل بیبها را من میدهم به هجرانیاران کسی که دارد بر محتشم حسد کیست
هوش مصنوعی: این دوست داشتن بیقیمت را من به خاطر دوری از دوستان میدهم به کسی که حسد میورزد بر مقام و احترام دیگران.