شمارهٔ ۱۱۶
هوش مصنوعی: غزل بیانگر احساسات عاشقانه و بازیگوشی معشوق است. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که امروز هیچکدام از رفتارهای زنندهاش در مقابل او بیدلیل نیست. او به تأثیر عشق و وسوسهای که از جانب معشوق به او میرسد، اشاره میکند و میگوید که حتی اگر معشوق چیزی نگوید، هنوز هم احساسات و حرکاتش به شدت بر او تأثیر میگذارد. شاعر از خود به عنوان یک شخص خطاکار یاد میکند و از معشوق میخواهد که با او مدارا کند. در نهایت، شاعر به هشدار در مورد چالشهای ناامنی و اضطراب ناشی از عشق اشاره میکند.
ای گل امروز اداهای تو بیچیزی نیستخندهٔ وسوسه فرمای تو بیچیزی نیست
هوش مصنوعی: ای گل، امروز حرکات و رفتارهای تو هیچ ارزشی ندارد و لبخند و وسوسهای که به من میزنی نیز بیمعناست.
میزند غیر در صلح به من چیزی هستو اندرین باب تقاضای تو بی چیزی نیست
هوش مصنوعی: کسی غیر از تو در صلح با من برخوردی دارد و در این مورد، درخواست تو بیمورد نیست.
میدهی پهلوی خاصان به اشارت جایماین خصوصیت بیجای تو بیچیزی نیست
هوش مصنوعی: تو به مردم خاص اشاره میکنی و جایگاه من را به آنها نشان میدهی. این ویژگی که تو داری، در واقع نشانهای از خالی بودن درونی تو نیست.
من خود ای شوخ گنه کارم و مستوجب قهربا من امروز مدارای تو بیچیزی نیست
هوش مصنوعی: من خودم میدانم که چه کارهای نادرستی کردهام و سزاوار عذاب هستم، اما امروز لطف تو با من چیزی بیش از زیادهخواهی نیست.
فاش در کشتن من گرچه نمیگوئی هیچجنبش لعل شکرخای تو بیچیزی نیست
هوش مصنوعی: هرچند تو به صراحت از کشتن من صحبت نمیکنی، اما میدانم که لبخند شیرین و زیبا تو در حقیقت سلاحی است که میتواند مرا نابود کند.
رنگ آشفتگی از روی تو گر نیست عیانپیچش زلف سمن سای تو بیچیزی نیست
هوش مصنوعی: اگر حالت آشفتهات از روی تو نمایان نیست، پس پیچ و تاب موهای تو که مانند گل سمن است، بدون وجود تو به هیچ معنا نیست.
محتشم زان ستم اندیش حذر کن که امروزاضطراب دل شیدای تو بیچیزی نیست
هوش مصنوعی: محتشم، از کسانی که به دل تو آسیب میزنند دوری کن، زیرا امروز دل عاشق تو آرامش ندارد و این بیدلی بیعلت نیست.