شمارهٔ ۱۶۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و جدایی صحبت میکند. او به رقیب خود اختیاری میدهد و دلش را به او تسلیم میکند، اما رقیب او را به جدایی و ناراحتی دچار میکند. شاعر از تلخی هجران و درد فراق میگوید، در حالی که رقیبش دیگران را به وصال میکشاند و او را در عذاب رها میکند. در نهایت، شاعر به خود میگوید که در خواب عدم برود و از این وضعیت پر درد خلاص شود. این شعر بیانگر حسرت، انتظار و عطش عاشقانهاش است.
تا اختیار خود به رقیب آن نگار دادناچار ترک او دل بیاختیار داد
هوش مصنوعی: او برای اینکه اختیارش را به معشوق خاصی واگذار کرد، ناخواسته قلب خود را نیز به او سپرد و دیگر نتوانست او را ترک کند.
تا او قرار داد که نبود جدا ز غیرغیرت میان ما به جدائی قرار داد
هوش مصنوعی: تا زمانی که او خواسته است که هیچ جدایی و دوری بین ما نباشد، ما نیز به جدایی تن ندادهایم.
من خود خراب از می حرمان شدم رقیبداد طرب به مجلس آن میگسار داد
هوش مصنوعی: من به خاطر می نوشیدنی به شدت تحت تاثیر قرار گرفتم و رقیب من شادی را به مجلس شراب آورد.
من بار راه هجر کشیدم جهاناو غیر را به بارگه وصل بار داد
هوش مصنوعی: من در راه جدایی او زحمت کشیدم و تنها در نزدیکی او بود که احساس آرامش و وصل را پیدا کردم.
من کلفت خمار کشیدم بناخوشیاو غیر را ز وصل می خوش گوار داد
هوش مصنوعی: من برای دلخوشی او شراب نوشیدم و از یاد دیگران غافل شدم.
آن پر خلاف وعده مرا بهر قتل نیزصد انتظار داد ازین انتظار داد
هوش مصنوعی: شما به من وعدههای زیادی دادید که مرا به انتظاری طولانی کشاندید، حتی در مورد طعنه و کنایهها هم این انتظار ادامه داشت.
گو محتشم به خواب عدم رو که دیگریپاس درش بدیدهٔ شب زندهدار داد
هوش مصنوعی: محتشم، به دنیای بیوجود خواب برو، چرا که کسی دیگر در شب بیدار، مراقب در این دنیا است.