شمارهٔ ۱۶۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره یادآوری خاطرات و احساسات گذشته است. شاعر به یاد میآورد که روزگاری از کسی یا چیزی یاد کرده، در حالی که اکنون به یادآوری درد و رنجهای خود پرداخته است. او به خوبی و لطف طبیب اشاره میکند که هرگز فراموشش نکرده و نشاندهنده ارزش دوستی و محبت است. همچنین، شاعر از دلتنگی و کمبود طراوت در زندگی خود میگوید و اینکه چگونه یاد عشق و دوستی به او آرامش میدهد. در نهایت، او به جدایی و فراموشی اشاره میکند و از اینکه آیا آن شخص فراموشکار نیز او را به یاد دارد یا خیر، سخن میگوید. شعر به خوبی احساسات عمیق و پیچیدهی انسانی را به تصویر میکشد.
روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاددردمندان فراموش کرده را میدار یاد
هوش مصنوعی: زمانی گذشته است و تنها یک بار یاد تو در خاطرم مانده. به یاد دردهای فراموش شده کسانی که در رنج هستند، بیافت.
بیتکلف خوش طبیب مشفقی کز درد تومردم و هرگز نکردی از من بیمار یاد
هوش مصنوعی: بیپروای خوشذاتی، مانند طبیب مهربانی است که به خاطر درد تو جانش را فدای تو کرده، اما هرگز یاد تو را به عنوان بیمار به یاد نیاورده است.
گردد از قحط طراوت چون گلت بیآب و رنگخواهی آوردن بسی زین دیدهٔ خونبار یاد
هوش مصنوعی: در زمان کمبود زیبایی و نشاط، مانند گل که بدون آب و رنگ میشود، تو نیز از یادهای پر درد و اندوه بسیار خواهی آورد.
من که دایم سر گران بودن ز لطف اندکتاین زمان زان لطف اندک میکنم بسیار یاد
هوش مصنوعی: من همیشه به خاطر محبت کم و اندک تو در حال فکر کردن هستم، و از همین محبت کم به یاد تو بسیار میاندیشم.
یاد میکردم ز سال پیش یاد از قید عشقفارغم امسال اما میکنم از یار یاد
هوش مصنوعی: در سالهای گذشته از عشق و احساسات وابستهام فاصله گرفته بودم، اما امسال دیگر نمیتوانم یار را فراموش کنم و همواره به یاد او هستم.
با وجود رستگاری در صف زنهاریانمیکنم صد ره دمی زان تیغ با زنهار یاد
هوش مصنوعی: با وجود نجات و رستگاری، من بارها به یاد آن تیغ که در دستان زنهاریان است، لحظاتی از احتیاط و دوری را برای خودم در نظر میگیرم.
کی جدائی زان فراموشکار کردی محتشمگر گمان بردی که خواهد کردش این مقدار یاد
هوش مصنوعی: ای محتشم، آیا فراموشکار را از خود دور کردی؟ اگر گمان میکردی که او به این اندازه تو را فراموش خواهد کرد، اشتباه بزرگی کردهای.