شمارهٔ ۳۰۱
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از عشق عمیق و پایدار خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که با وجود مشکلات و رنجها، هنوز هم در عشق به او پایبند است و عشق را به هر قیمتی حفظ خواهد کرد. شاعر به ارتباطی عمیق و غیرقابل تغییر اشاره میکند و میگوید که حتی در سختیها نیز عشق او به معشوق پابرجا خواهد ماند و هیچگاه به بیگانگی تبدیل نخواهد شد.
عشق کهن به کوی تو میآردم هنوزواندر صف سگان تو میداردم هنوز
هوش مصنوعی: عشق قدیمیام مرا به کوی تو میکشاند و هنوز هم مانند گDogsهای وفادار در صف تو قرار میگیرم.
با آن که برده ترک توام حدت از سرشکالماس ریزه از مژه میباردم هنوز
هوش مصنوعی: با اینکه من مانند یک برده عاشق تو هستم، اما اشکهای من مانند الماس از چشمانم میریزد و هنوز هم به تو فکر میکنم.
زو دست قطع اشگ که دهقان روزگاردرسینه تخم مهر تو میکاردم هنوز
هوش مصنوعی: از دست غم و اندوه که از آن دختری به نام "دهقان" در دل من میکارد، هنوز هم یاد تو وجود دارد.
آزرد جانم از تو ز آزارهای پیشجان سازمش نثار گر آزاردم هنوز
هوش مصنوعی: دل من از رنجهای تو به شدت ناراحت است، اما اگر دوباره به من آسیب برسانی، همه چیز را قربانی تو میکنم.
غم که دور از من دیوانه نگردد هرگزآشنائیست که بیگانه نگردد هرگز
هوش مصنوعی: غم هرگز از من دور نمیشود، مانند آشنایی است که هرگز بیگانه نمیشود.