شمارهٔ ۳۱۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جوانی است که هنوز به تمام معنا شکوفا نشده و معشوقهء سخن به آرامی و با احتیاط در حال تجربهی عشق و جذابیتهای آن است. اشاره به بوی خوش عطر و زیبایی چهره دارد که هنوز کامل نشده است. در اینجا به لطافت و بیگناهی معشوق پرداخته شده و نشان میدهد که احساسات و جذابیتهای او هنوز به بالاترین حد خود نرسیده است. همچنین، اشاراتی به باده و شراب، و تأثیرات آن در وجود معشوق دارد و تأکید میکند که هنوز زمان زیادی برای پختگی و تجربهی کامل احساسات عشق باقی مانده است.
ز عنبر آتش حسنت نکرده دود هنوزمحل رخ ز می افروختن نبود هنوز
هوش مصنوعی: بوی خوش عطر زیبایی تو هنوز در فضا پخش نشده و چهرهات مانند آتش در دما گرم نشده است.
به گرد مشگ نیالوده دامن رخساربه باده بود لب آلودن تو زود هنوز
هوش مصنوعی: به دور گونهات که همچون مشکی خوشبو است، دامن میزنم و میگویم که هنوز هم برای نوشیدن از لبهای تو، زود است.
که شد به می سبب آلایش وجود تو رانیامده گنهی از تو در وجود هنوز
هوش مصنوعی: به خاطر نوشیدن شراب، تو دچار آلودگی نشدی و هنوز در وجودت هیچ گناهی دیده نمیشود.
نموده رشحهکشیها نهالت از می نابنکرده در چمن سرکشی نمود هنوز
هوش مصنوعی: شما در میان شادابی و زیبایی طبیعت حضور دارید و هنوز آثار لذت و شیدایی از شراب ناب بر وجودتان باقیمانده است، در حالی که به گشت و گذار در باغ و دشت ادامه میدهید.
لبت که دوش برو کاسه بوسه زده استبود بدیدهٔ باریک بین کبود هنوز
هوش مصنوعی: لبهای تو که دیشب مورد بوسه قرار گرفتهاند، هنوز هم در دیدگاه کسی که به جزئیات توجه دارد، آثار کبودی دارند.
ز پند محتشم افسوس کز طبیعت توکه کاست نشاء ذوق می و فزود هنوز
هوش مصنوعی: از نصیحت محتشم غمگینم، زیرا طبیعت تو به گونهای است که استعداد عشق و شوق را دارد و همچنان در حال شکوفا شدن است.